فانوس نیوز

ابراهیم زاده از نفت آبادان جدا شد

۱۰ خرداد ۱۳۹۷

مسعود ابرهیم زاده مدافع چپ فصل گذشته تیم فوتبال صنعت نفت آبادان به صورت رسمی جدایی اش را از این تیم اعلام کرد.

او در صفحه اینستاگرام نوشت:

“سلام هواداران خونگرم تیم محبوب صنعت نفت آبادان خدا رو شاکرم که این توفیق نصیبم شد که یک فصل بسیار خوب و به یاد ماندنی را در کنار شما عزیزان باشم و با تمام وجود عشق و علاقه شما را به برزیل ایران درک کنم.

حمایت بی نظیر و مثال زدنی شما باعث شد تا یکی از بهترین سال‌های عمرم را در آبادان سپری کنم. اینک که به دست تقدیر برای ادامه زندگی ورزشی خود از شهر با صفای آبادان می‌روم شایسته‌ترین مراتب تشکر خود را از همه شما و همچنین دوستان عزیزم در باشگاه صنعت نفت آبادان اعلام نموده و آرزوی موفقیت روزافزون برای پیراهن زرد طلایی دارم.”

ابراهیم زاده از نفت آبادان جدا شد

سکه از دو میلیون و صد تومان گذشت

۱۰ خرداد ۱۳۹۷

 سکه 2.1 میلیون تومان را پشت سر گذاشت

 

قیمت انواع سکه، در آخرین روز هفته، همچنان شرایطی پرنوسان را شاهد بود این در حالی است که بهای هر گرم طلای ۱۸ عیار با کاهش اندک در بازار همراه شد.

در آخرین روز هفته ، در آستانه فرارسیدن تعطیلات طولانی هفته آینده ، سکه همچنان بر مدار گرانی دور می زند . افزایش قیمت سکه در هفته های اخیر در حالی رقم خورد که همواره به سنت قدیمی بازار، قیمت ها در ماه مبارک رمضان در این بازار به کف می رسید و پس از پایان این ماه، با آغاز جشن های عروسی ، رشدی در بهای سکه و طلا رقم می خورد .

مدتی است اما بازار از سنت مالوف خود فاصله گرفته است و در نتیجه رشد قیمت هم در تعطیلات نوروزی و هم در ماه مبارک رمضان رخ داده است. بررسی ها نشان می دهد هر قطعه سکه تمام بهار آزادی طرح جدید در این هفته بیش از ۱۲۰ هزار تومان افزایش قیمت را تجربه کرده است.

قیمت هر قطعه سکه بهار آزادی طرح جدید امروز در بازار به یک میلیون و ۱۶۴ هزار تومان رسید که نسبت به روز گذشته افزایشی در حدود ۶ هزار تومان را نشان می دهد . بهای نیم سکه و ربع سکه نیز در بازار به ترتیب یک میلیون و ۷۹ هزار تومان و ۶۱۳ هزار تومان اعلام شده است . هر گرم طلای ۱۸ عیار نیز به قیمت ۱۹۶ هزار و ۸۴۰ تومان به فروش می رود .

در بازار ارز نیز هر یورو ۷۵۲۸ تومان و هر پوند ۸۵۸۴ تومان معامله شد.

 

سکه 2.1 میلیون تومان را پشت سر گذاشت
سکه 2.1 میلیون تومان را پشت سر گذاشت
سکه 2.1 میلیون تومان را پشت سر گذاشت

 

از سانتریفیوژهای نسل جدید تا موتورهای هسته‌ای

۱۰ خرداد ۱۳۹۷

به گزارش فانوس نیوز، علی‌اکبر ولایتی مشاور رهبر انقلاب در امور بین الملل در نشست «تجربه ماندگار» که امروز (چهارشنبه ۹‌خرداد ۹۶) با هدف بازخوانی و تبیین بیانات و مواضع مقام معظم رهبری درباره برجام در موسسه پژوهشی –فرهنگی انقلاب اسلامی برگزار شد، ضمن آسیب شناسی روند انجام مذاکرات هسته‌ای و با اشاره به تجربیات تاریخی از عهدشکنی آمریکا و کشورهای غربی در تعاملات بین‌المللی با ایران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن، برای عبور از شرایط فعلی و تبیین افقهای پیش رو، پیشنهادهای مهمی برای تقویت توان هسته‌ای جمهوری اسلامی و مقابله با نقض عهد آمریکا در برجام ارائه داد.

• UF6  باید راه اندازی شود

راه اندازی UF6  اولین پیشنهاد ولایتی به مسئولان اجرایی بود؛ او تاکید کرد: ماUF6 (هگزافلوراید اورانیوم) را می‌توانیم راه بیاندازیم که در ۷۰ درجه به حالت گاز درمی‌آید و قابلیت چرخاندن سانتریفیوژ برای غنی‌سازی دارد. 

• پیشنهاد ولایتی برای تسریع در به کارگیری موتورهای نیرومند هسته ای و تولید ایزوتوپهای پایدار

وی همچنین خواستار ساخت و به کارگیری موتورهای نیرومند هسته‌ای برای کشتی‌ها و زیردریایی‌ شد و گفت: یکی از خاصیت‌های این موتورها آن است که یک زیردریایی با چنین موتوری می‌تواند دو سال  زیر آب بماند. در حالی که با سوخت‌های دیگر باید چندین روز یکبار بیرون از آب بیاید و سوخت‌گیری کند.

مشاور رهبر معظم انقلاب در امور بین الملل افزود: رئیس‌جمهور در زمینه راه‌اندازی موتورهای هسته‌ای دستور خوبی داده است و آقای صالحی مامور به پیگیری آن است که باید در این زمینه سرعت بیشتری داشته باشد.

ولایتی با اشاره به اینکه این پیشنهادها در عین حال که می‌تواند پاسخی به نقض عهد آمریکا باشد، شائبه نقض برجام هم ندارد، افزود: ما می‌توانیم ایزوتوپ پایدار تولید کنیم که حکایت از قدرت ما می‌کند اما برای تسلیحات نیست.

• به‌کارگیری الیاف کربن و پژوهش درباره IR6  و IR8 پیگیری شود

وی پنجمین پیشنهاد خود برای تقویت توان هسته‌ای را به‌کارگیری الیاف کربن در این صنعت عنوان کرد و گفت: این موضوعات هیچ منعی بر اساس برجام ندارد. اگر بخواهیم IR6  و IR8 را به کارگیری کنیم دیگر با استفاده از فلز معمولی نمی‌شود بلکه باید از الیاف کربن استفاده کنیم که استفاده‌های صنعتی بسیار خوبی هم دارد. ضمن آنکه مسئولان باید کارهای پژوهشی مرتبط با نسل جدید سانتریفیوژها را پیگیری کنند و نیازهای کشور در زمینه ۱۹۰هزار سو که مورد تاکید رهبر انقلاب بود تامین شود. در این زمینه باید بر روی سانتریفیوژهای IR6  و IR8  حتماً کار شود. 

عضو هیئت عالی نظارت بر برجام با اشاره به تاکیدات رهبر معظم انقلاب به مسئولان اجرایی برای پیگیری نقض عهد آمریکا در برجام، خاطرنشان کرد: برخی می‌گویند نباید از اروپا بخواهیم که علیه آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه بدهد! چه اشکالی دارد؟ اگر این کشورهای اروپایی عضو شورای امنیت و چین و روسیه به نفع ما رای دهند و از ۵-۶ کشور دیگر هم بتوانیم به نفع خودمان رای بگیریم، حتی اگر آمریکا قطعنامه را وتو کند باز هم به نفع ماست و آبروی خودش می‌رود چرا که وتو نشان می‌دهد که اکثریت علیه اوست.

• نگاه به شرق از راه‌های خلاصی از شر اروپاست/ غربگراها، غربزده ها و جاهلین مانع‌تراشی می‌کنند

مشاور رهبر معظم انقلاب در حوزه بین الملل در ادامه سخنانش با بیان اینکه مسئله بسیار مهم بعدی نگاه به شرق است اظهار داشت: در این زمینه برخی غربگراها و غرب‌زده‌ها و جاهلین متاسفانه بسیار مقاومت می‌کنند؛ برخی می‌گویند روسیه در گذشته نقض عهد کرده است که باید به آنها گفت مگر طرف اروپایی همواره هر چه خواسته‌ایم در طبق اخلاص گذاشته و تقدیم کرده است؟!هر کشوری براساس منافع ملی خودش کار می‌کند. اما ما و روسیه و چین در جاهای مختلفی منافع ملی‌مان با یکدیگر همخوانی دارد و می‌توانیم با هم کار کنیم. روس‌ها بدون تردید و با صراحت و سرعت پیشنهاد موذیانه انگلیس در سازمان ملل علیه ایران درباره یمن را وتو کرد.

ولایتی با اشاره به دیدار ماکرون و پوتین بعد از خروج آمریکا از برجام اظهار داشت: ماکرون در این دیدار حرف زیادی زد و گفت که خوب است برجام با موضوع موشکی و منطقه‌ای درباره ایران تکمیل شود؛ اما پوتین به صراحت به او گفت که موشکی و منطقه‌ای هیچ ربطی به برجام ندارد. کدام یک از غربی‌‌ها مثل پوتین حاضر است که چنین کاری کند.

وی با بیان اینکه برخی‌ها تحت تاثیر دنیای دوقطبی سابق و تبلیغات درباره کمونیسم و … هستند، تصریح کرد: روسیه نه می‌تواند و نه بنا دارد که به ایران زور بگوید.  با این کشور در خصوص مسائل دفاعی در حال همکاری هستیم و تقریباً هرچه خواستیم کم و بیش به ما داده است. این رآکتوری که روس‌ها درست کردند آلمانی‌ها قرار بود درست کنند که بعد از انقلاب رفتند و یک قدم کوچک بر نداشتند. اما روس‌ها رآکتور را درست کردند و چیزهایی به ما دادند که یک پیچش را اروپایی‌ها نمی‌دهند.

ولایتی افزود: چین در اوج تحریم‌ها با ما همکاری کرد و ۵۲ میلیارد دلار حجم مبادلات ما با چین بود که البته فاصله این رقم با کشور دوم بسیار زیاد است. رهبر معظم انقلاب سالها قبل نگاه به شرق را فرمودند و در دیدار با رئیس‌جمهور چین گفتند که طالب روابط راهبردی با چین هستیم و آنها نیز این نکته را گفته بودند. چینی‌ها طالب کارکردن در پارس جنوبی و آزادگان هستند. بنابراین نگاه راهبردی به شرق راحت‌ترین کاری است که از طریق آن می‌توانیم از شر قایم‌باشک بازی‌های غربی‌ها خلاص شویم. نباید تحت تاثیر فضاسازی افرادی که غرب‌گرا هستند و پاریس را از مسکو بیشتر دوست دارند قرار بگیریم.

• قدرت موشکی و منطقه‌ای ایران را به کوری چشم آمریکا حفظ می‌کنیم

عضو هیئت عالی نظارت بر برجام در پایان در جمع‌بندی صحبت‌هایش خاطرنشان کرد: باید قدرت موشکی و منطقه‌ای به کوری چشم آمریکا را حفظ کنیم تقویت هسته‌ای در حوزه‌هایی که محدودیت ندارد انجام شود، ادامه مذاکرات براساس شرایطی که مقام معظم رهبری فرمودند ادامه یابد و اروپایی‌ها باید تضمین دهند که نفت ما را می‌خرند و مشکلات بانکی رفع می‌شود. آمریکا نیز باید از منطقه برود و منطقه را به اهلش واگذار کند.

• اروپایی‌ها در سال‌های ۸۲ و ۸۳ هم دقیقاً همین شکل نقض عهد کردند

 ولایتی همچنین در بخش دیگری از این نشست به مرور تجربه برجام و هشدارها و رهنمودهای رهبر انقلاب در باره مذاکرات هسته‌ای اشاره کرد و با بیان اینکه برجام دومین تجربه مذاکراتی با غرب در خصوص هسته‌ای بود، اظهار داشت: اولین تجربه در سال ۸۲ و ۸۳ شکل گرفت که در تجربه اول تقریبا همین مسیر طی شد و به همین نتایج هم رسیدیم. به این ترتیب که غربی‌ها با رویکرد مذاکره و تلاش در جهت قانع‌سازی ایران جلو آمدند و تلاش کردند خود را نماینده جامعه بین‌الملل دانسته و می‌گفتند برای ایجاد امنیت خاطر خوب است که ایران به مردم جهان خاطرجمعی بدهد که کارهایش کارهای نظامی نیست.

• مصدق هم به آمریکا خوش‌بین بود و جوابش را گرفت/ تصورات او ازکارگزاران آمریکا شبیه تصور دوستان درباره جان کری است!

وی افزود: در داخل کشور هم جناح و تفکری وجود داشت که می‌گفت برای راحت زندگی کردن و معیشت خود را با غربی‌ها درنیندازیم. بعضی‌ها در ظاهر می‌گفتند از مذاکرات ضرر نمی‌کنیم. حتی افرادی هم تحت عنوان دلسوزی می‌گفتند که هسته‌ای چیز خاصی نیست! مثل علی رزم آرا (نخست‌وزیر پهلوی) که می‌گفت ایرانی‌ها نمی‌توانند یک لولهنگ (آفتابه سفالی) بسازند. اینها رزم آراهای عهد ما بودند که دیپلماسی لولهنگ را دنبال می‌کردند.

• رزم‌آراهای زمان ما می‌گفتند فناوری هسته‌ای مسئله مهمی نیست و نباید درباره آن اصرار کنیم

عضو هیئت عالی نظارت بر برجام با بیان اینکه انکار کارایی جوانان از جمله در فناوری هسته‌ای، سلاح مزدوران داخلی و خارجی از گذشته بوده، تصریح کرد: در دوره ملی شدن نفت ملی‌یون تلاش کردند قرارداد گس-گلشاییان را لغوکنند. که رزم آرا به مجلس آمد و گفت: ما یک لولهنگ هم نمی‌توانیم بسازیم. حتی فضل‌اللّه زاهدی عامل کودتای ۲۸ مرداد بعد از کودتا به مجلس آمد و گفت که نفت یک ماده متعفن بدبو است که فایده‌ای ندارد و الان عصر اتم است! احتمالاً فکر می‌کرد اتم سوختی است که مثل بنزین در باک ماشین به راحتی می‌ریزند و کار می‌کند!

ولایتی با اشاره بر اینکه همواره مواردی که غربی‌ها برای ایجاد مشکل برای ایران به آن متوسل می‌شدند، مشابه است، گفت: در دوره ملی شدن نفت ایران ما بایکوت شدیم. دکتر مصدق به آمریکا خوش بین بود و رفت تا از حق ایران دفاع کند و معتقد بود که چون آمریکایی‌ها علیه انگلیس در گذشته انقلاب کردند پس انقلابی هستند، اما ترومن (رئیس جمهور وقت آمریکا) آب پاکی را روی دست مصدق ریخت.

وی افزود: بعدها ترومن یک میانجی به نام هریمن را به ایران فرستاد و دکتر مصدق در نطق مجلس گفت که هریمن کسی نیست که اعتبار خود را از بین ببرد. مثل همان خوش بینی که برخی دوستان امروز ما به کری و اوباما داشتند و می‌گفتند زیر حرفشان نمی‌زنند!

• انتقاد شدید از عملکرد نامناسب مجلس وقت درباره برجام/ اگر درست کار کرده بودند این مصائب را امروز نداشتیم

عضو هیئت عالی نظارت بر برجام با بیان اینکه در سال ۸۲ و ۸۳ اروپایی‌ها در اقناع غربی‌ها برای نماندن دو یا سه سانتریفیوژ در کشور نقش اساسی داشتند، اظهار داشت: در ماجرای برجام نان و آب مردم را به برجام گره زدند و همه جای کشور تعطیل بود. در هیئت مذاکره کننده همه بار روی دوش دکتر ظریف بود و واقعا تلاش کرد اما نمی‌شود یک نفر متخصص همه چیز باشد، بلکه باید کارشناسان مختلف حضور داشته باشند و در مجلس نیز این موضوع مطالعه و بررسی شود. آیا مجلس باید چنین چیزی که این میزان مهم است را در عرض ۲۰ دقیقه تصویب کند. مشخص است که مجلس نیز کار خود را به خوبی انجام نداده است.  برخی می‌گویند که در کمیسیون‌های مجلس به اندازه  کافی بررسی شده بود، اگر درست بررسی شده بود که ما این مصائب را امروز نداشتیم؛ این نشان می‌دهد مجلس هم کار خود را درست انجام نداد.

ولایتی با بیان اینکه ما در زمان قطعنامه ۵۹۸ دو سال مذاکره کردیم و اساتید درجه اول حقوق مانند دکتر حبیبی و دکتر ممتاز در حقوق بین‌الملل و سرلشکر رشید در حوزه دفاعی و کارشناسان دیگر در حوزه‌های مختلف همراه ما بودند گفت: تاکنون مذاکره‌ای به موفقیت ۵۹۸ نداشتیم و آن هم علتی نداشت جز اینکه با کارشناسان حوزه‌های مختلف مشورت میکردیم و از آنها کمک می‌گرفتیم. 

• حتی ترکمانچای هم نسخه فارسی داشت ولی برجام نداشت؛ انسان احساس حقارت می‌کند

وی خاطرنشان کرد: یک اشکال دیگر برجام نداشتن متن فارسی بود که احساس حقارت به انسان دست می‌داد. حتی عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای هم با آن متن ذلت بار نسخه فارسی داشتند اما درباره برجام این انجام نشد.

عضو هیئت عالی نظارت بر برجام تصریح کرد: رهبر انقلاب درباره همه اینها بارها تذکر دادند و گفتند از مقامات آمریکایی تضمین مکتوب بگیرید اما متاسفانه این کار توسط مسئولان کشور انجام نشد. طرف مقابل خیلی از کارها را با جنگ روانی پیش می‌برد. اما یک متخصص جنگ روانی در تیم ما نبود و نقص متخصصان در گروه برجام یک مشکل دیگر بود.

ولایتی افزود: در سال ۸۲ نیز عده‌ای مانند زمان امضای برجام عجله داشتند سال ۸۲ که همه صنعت هسته‌ای متوقف شد همزمان با حمله آمریکا به عراق بود که عده‌ای در داخل با جنگ روانی یا دفاع روانی می‌گفتند حمله آمریکا نزدیک است و تعجیل کردند. در ماجرای برجام هم با پمپاژ یأس و ناامیدی در جامعه گفتند که برای رفع مشکلات باید مذاکره کنیم.

وی با اشاره به اینکه آمریکایی و غربی‌ها هدفشان از برجام این بود ایران مقتدر نباشد، گفت: این جان کری همه کار، از فرستادن هدیه تا تبریک عید نوروز انجام می‌داد تا دست آخر درباره سوریه صحبت کند. در واقع برجام یک دکمه بود که کت و شلوار و اصل قضیه منطقه می‌شد تا ما در منطقه نباشیم. ما امروز در سوریه پیروز شدیم، در لبنان و عراق پیروز شدیم و در یمن هم در حال پیروزی هستیم. جبهه مقاومت نفس امریکا و اسرائیل را می‌برد. برای همین بیابان گردهایی که شعور اداره کشورشان را ندارند و واقعاً بیت المال مسلمین را هدر می‌دهند(حکام عربستان) امید بسته بودند در لبنان کاری کنند برای همین نخست وزیر لبنان را گروگان گرفتند.

عضو هیئت عالی نظارت بر برجام تصریح کرد: ایران الهام بخش منطقه است آنها در عراق ناراحت هستند که بار دیگر سه بخش کرد سنی و شیعه ائتلاف کردند حتی سفیر امریکا چند ماه قبل از تجزیه و رفراندوم میانجیگری کرد و به سیاسیون عراق گفته بود که شما گمرکات را داخل خاک ایران یا ترکیه بزنید و نفتی که از کرکوک می‌آید درآمدش به خزانه عراق ریخته شود اما یک سرباز عراقی در خاک اقلیم نباشد. کنسولگری آمریکا در اقلیم بزرگترین کنسولگری آمریکا در جهان از نظر میزان کارمند است که یکی از اهداف اصلیشان تجزیه عراق است ولی در همه این موارد بحمدالله شکست می‌خورند و دوستان ایران پیروز می‌شوند. 

ولایتی با بیان اینکه ما از این برجام با تدابیر رهبر معظم‌انقلاب سرافراز بیرون می‌آییم و این موج را با قدرت از سر می گذرانیم، تاکید کرد: جواب دشمنان ایران  در منطقه داده خواهد شد. این کلمه راهبردی “مقاومت” است که از تهران تا فلسطین، صنعا و بیروت را در برگرفته و نفس آمریکا و سعودی و اسرائیل را بند آورده است.

هزینه تقریبی پرسپولیس در فصل قبل چقدر بود؟

۱۰ خرداد ۱۳۹۷

خبرورزشی: یکی از نزدیکان به این باشگاه در مورد جدول درآمد و هزینه‌های پرسپولیس به ما گفت: «آن چه می‌توان حدس زد، این است که با توجه به قرارداد‌هایی که بستیم، مبالغی که به بازیکنان و کادرفنی دادیم، هزینه‌های رفت آمد، هتل، اقامت، مختومه کردن پرونده‌های انضباطی و سایر هزینه‌های جاری، رقمی حدود ۴۰ تا ۵۰ میلیارد تومان در این فصل در لیست مخارج مان بود.»

این فرد همچنین گفت: «البته با کمک بلیت فروشی و منابع درآمدی مان در فدراسیون و سازمان لیگ در کنار همراهی اسپانسر و موارد مربوط به درآمدزایی از جمله کمک هواداران، بخش اعظم این مخارج را تامین کردیم. گرشاسبی و هیات مدیره واقعا زحمت کشیدند و قبل از آن‌ها نیز طاهری و همکارانش بودند که با جان دل برای مدیریت پرسپولیس تلاش کردند تا باشگاه از لحاظ مالی برخلاف فصل‌های قبل، شرایط بهتری داشته باشد. هواداران هرگز به یاد ندارند که مشکلات مالی پرسپولیس تا این حد کاهش یافته باشد. این خبر خوشحال کننده ایست و باید تلاش کنیم درآمد‌های باشگاه را بالا ببریم و وضعیت مالی پرسپولیس را بهتر از قبل کنیم.»

نویر روی فرم؛ ظاهرا شماره یک

۱۰ خرداد ۱۳۹۷

به نظر می‌رسد مانوئل نویر، سنگربان تیم ملی آلمان مشکلی برای همراهی کشورش در جام جهانی روسیه ۲۰۱۸ نخواهد داشت. مانوئل نویر از ماه سپتامبر به دلیل مصدومیت در ترکیب بایرن مونیخ غایب بود و حتی یک بار نیز تا پایان فصل برای این تیم به میدان نرفت تا اخبار در خصوص احتمال غیبت او در جام جهانی افزایش یابد. اما این دروازه‌بان باتجربه امروز و در جریان دیدار تمرینی آلمان با تیم جوانان این کشور که با برتری ۷-۱ تیم بزرگ‌سالان همراه بود، نویر به دستور یوواخیم لوو ۳۰ دقیقه در ترکیب قرار گرفته و بدون هیچ مشکلی از دروازه‌اش حراست کرد.

قرار است در دیدار دوستانه تیم ملی آلمان مقابل اتریش در روز شنبه، مانوئل نویر برای تیم ملی بازی کند تا در دیداری در سطح بالاتر محک بخورد اما اگر شرایط همین گونه پیش برود، طبق ادعای یوواخیم لوو او سنگربان اول مانشافت در جام جهانی ۲۰۱۸ خواهد بود.

 

۵ ویژگی برتر گوشی HTC U12 پلاس

۱۰ خرداد ۱۳۹۷

۵ ویژگی برتر گوشی HTC U12 پلاس

چند روز پیش شاهد معرفی رسمی گوشی HTC U۱۲ پلاس بودیم؛ گوشی هوشمندی که از ویژگی‌های جذابی بهره می‌برد. در مورد این ویژگی‌ها، می‌توانیم به نسل جدید Edge Sense و بهبود‌های صورت گرفته در دوربین اشاره کنیم. همچنین این گوشی به‌صورت پیش‌فرض از دستیار‌های دیجیتالی گوگل اسیستنت و الکسا هم پشتیبانی می‌کند. در ادامه به ۵ ویژگی برتر این گوشی نگاهی می‌اندازیم.

Edge Sense ۲

۵ ویژگی برتر گوشی HTC U12 پلاس

قابلیت Edge Sense اولین بار همزمان با رونمایی گوشی HTC U۱۱، معرفی شد. این قابلیت به کاربران اجازه می‌دهد که از طریق فشردن لبه‌های گوشی، اپلیکیشن‌های خاصی را باز کنند یا مشخصه‌هایی را فعال کنند. حالا این شرکت برای HTC U۱۲ پلاس، از نسخه‌ی جدید این قابلیت استفاده کرده است. مهم‌ترین تفاوت نسخه‌ی جدید این قابلیت در مقایسه با نسخه‌ی قدیمی آن، این است که به غیر از فشردن لبه‌ها، می‌توان با ضربه بر طرفین گوشی مشخصه‌های موردنظر را فعال کرد.

به‌عنوان مثال، فرض کنید این گوشی بزرگ را فقط با یک دست گرفته‌اید، در چنین حالتی می‌توانید با انگشت شصت بر یکی از دو طرف گوشی دو بار ضربه بزنید؛ این کار منجر به کوچک‌تر شدن نمایشگر و در دسترس قرار گفتن کل محتوای گوشی برای یک دست می‌شود. همچنین امکان شخصی‌سازی این قابلیت هم وجود دارد.

یکی دیگر از قابلیت‌های جذاب Edge Sense ۲ این است که می‌تواند حالت قرار گرفتن گوشی در دست کاربر را تشخیص بدهد. به همین خاطر وقتی که گوشی در وضعیت عمودی گرفته شود-حتی اگر قابلیت چرخش خودکار نمایشگر فعال باشد-در هنگام چرخش‌های ناخواسته‌ی گوشی، این قابلیت جلوی این چرخش‌ها را می‌گیرد. به نظر می‌رسد شرکت HTC امیدوار است چنین قابلیتی بتواند توجه کاربران را به خود جلب کند. با توجه به این موضوع، امیدواریم در گوشی‌های آینده‌ی این شرکت، امکانات بیشتر و جذاب‌تری به این مشخصه افزوده شود.

دوربین‌های دوگانه در پشت و جلو

۵ ویژگی برتر گوشی HTC U12 پلاس

HTC U۱۱ از یک دوربین تکی ۱۲ مگاپیکسلی بهره می‌برد و هرچند مجهز به قابلیت‌هایی مانند حالت پرتره نبود، اما از پس گرفتن عکس‌های باکیفیت برمی‌آمد. همچنین U۱۱ مجهز به دوربین سلفی ۱۶ مگاپیکسلی بود. برای HTC U۱۲ پلاس، اچ تی سی تصمیم گرفت از دوربین دوگانه استفاده کند.

در حقیقت، این گوشی هم در جلو و هم در پشت مجهز به دوربین دوگانه است که با این کار مجموع دوربین‌ها به ۴ عدد رسیده است. سایت DxOMark امتیاز ۱۰۳ را به دوربین این گوشی اختصاص داده است که بالاترین امتیاز در بین گوشی‌های مجهز به دوربین دوگانه محسوب می‌شود.

دوربین‌های اصلی این گوشی از سنسور‌های ۱۲ و ۱۶ مگاپیکسلی تشکیل شده‌اند. دوربین ۱۲ مگاپیکسلی دوربین اصلی به حساب می‌آید که مجهز به لرزش‌گیر اپتیکال است و از دیافراگم f/۱.۷ بهره می‌برد. دیافراگم دوربین ۱۶ مگاپیکسلی f/۲.۶ است و می‌تواند زوم دوبرابری ارائه دهد. هرچند دوربین U۱۱ در محیط‌های کم‌نور عملکرد خوبی نداشت، اما دوربین جدیدترین گوشی HTC از این لحاظ حرف‌های زیادی برای گفتن دارد.

از دیگر امکانات جذاب این گوشی نباید قابلیت HDR Boost ۲ را از قلم بیندازیم. نسخه‌ی اول این قابلیت در U۱۱ معرفی شد و حالا گوشی HTC U۱۲ پلاس به لطف بهره‌گیری از این قابلیت می‌تواند در محیط‌های کم‌نور یا به‌شدت پرنور، عکس‌های HDR باکیفیت همراه با با جزییات زیاد را ثبت کند. همچنین این مشخصه از طریق قابلیت مولتی‌فریم می‌تواند نویز عکس‌های HDR را کاهش دهد. برای طرفداران افکت بوکه، به‌خصوص در مورد عکس‌های سلفی، باید بگوییم که دوربین‌های پشت و جلوی این گوشی قادر به ارائه‌ی این افکت هستند.

با استفاده از دوربین این گوشی می‌توان با سرعت ۳۰ تا ۶۰ فریم بر ثانیه فیلم‌برداری ۴K انجام داد و در هنگام فیلم‌برداری ۱۰۸۰p، دوربین این گوشی از سرعت ۳۰، ۶۰ و ۲۴۰ فریم بر ثانیه پشتیبانی می‌کند. همچنین در هنگام فیلم‌برداری، به لطف قابلیت Sonic Zoom نویز‌های پس‌زمینه مات می‌شود تا سوژه‌ها بیشتر به چشم بیایند.

طراحی و جنس بدنه جدید گوشی HTC U۱۲ پلاس

 ۵ ویژگی برتر گوشی HTC U12 پلاس

 شرکت اچ تی سی می‌گوید که برای طراحی شکل و شمایل این گوشی، از سبک «طراحی سیال» (liquid design) استفاده کرده است. در پشت و جلو جدیدترین گوشی HTC شیشه‌ی خمیده مشاهده می‌شود و این گوشی از نمایشگر ۶ اینچی LCD۶ با نسبت تصویر ۱۸:۹ بهره می‌برد.

اچ تی سی تلاش کرده مدل آبی‌رنگ این گوشی تا حدی خاص باشد و به همین خاطر پشت این مدل آبی‌رنگ تا حدی فانوس نیوز است و بخشی از سخت‌افزار گوشی را می‌توان مشاهده کرد. همچنین این گوشی در رنگ‌ها مشکی و برنزی و در آینده‌ی نزدیک قرمز هم عرضه می‌شود.

یکی دیگر از نکات جذاب مربوط به طراحی گوشی HTC U۱۲ پلاس در مورد دکمه‌های کناری آن است. در این گوشی، این دکمه‌ها فیزیکی و جداگانه نیستند بلکه بخشی از بدنه و مشخصه Edge Sense محسوب می‌شوند. علاوه بر این، در هنگام لمس این دکمه‌ها، کاربر می‌تواند بازخورد لرزشی آن‌ها را احساس کند. کنار گذاشتن این دکمه‌ها به شرکت اچ تی سی کمک کرده برای این گوشی استاندارد IP۶۸ را به دست آورد که به معنای این است که این گوشی می‌تواند به مدت ۳۰ دقیقه در عمق ۱.۵ متری آب دوام بیاورد.

صدای باکیفیت

مطابق رویه‌ی معمول شرکت اچ تی سی، این گوشی هم از لحاظ صدا، چه از نظر دریافت صدا و چه از لحاظ پخش آن، حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. به‌عنوان مثال،۴ میکروفون در بدنه‌ی این گوشی تعبیه شده است. یکی دیگر از مواردی که تا حدی به صدا مربوط می‌شود، پشتیبانی از دو دستیار دیجیتالی گوگل اسیستنت و الکسا است. این یعنی کاربران با توجه به سلیقه خود می‌توانند از یکی از دو دستیار دیجیتالی معروف استفاده کنند.

۵ ویژگی برتر گوشی HTC U12 پلاس

گوشی HTC U۱۲ پلاس مجهز به دو اسپیکر استریو است که یکی از آن‌ها در حاشیه‌ی فوقانی و دیگری در پایین گوشی تعبیه شده است. در این زمینه نباید هدفون‌های پیشرفته USonic را از قلم بیندازیم که در جعبه‌ی این گوشی قرار دارند و می‌توانند صدای محیط را حذف کنند. این گوشی از جک هدفون ۳.۵ میلی‌متری بهره نمی‌برد و در جعبه‌ی آن هم تبدیل جک هدفون به پورت USB-C وجود ندارد.

سخت‌افزار‌های رده‌بالا

جدیدترین گوشی HTC مانند دیگر پرچم‌داران این شرکت، از سخت‌افزار‌های رده‌بالا و باکیفیتی بهره می‌برد. اسنپ‌دراگون ۸۴۵ قلب تپنده‌ی این گوشی محسوب می‌شود و در کنار آن ۶ گیگابایت حافظه رم قرار دارد. کاربران در بین مدل‌های مجهز به ۶۴ یا ۱۲۸ گیگابایت حافظه داخلی حق انتخاب دارند.

سیستم‌عامل این گوشی اندروید ۸.۰ اوریو است و نمایشگر ۶ اینچی آن از رزولوشن ۲۸۸۰ در ۱۴۴۰ بهره می‌برد و می‌تواند صد در صد رنگ‌های استاندارد DCI-P۳ را ارائه دهد. از بین دیگر مشخصات هم می‌توانیم به بهره‌گیری از استاندارد بلوتوث ۵ و باتری ۳۵۰۰ میلی‌آمپر ساعتی اشاره کنیم. شارژر موجود در جعبه مبتنی بر استاندارد Quick Charge ۳ است، اما برای شارژ این گوشی می‌توان از شارژر‌های Quick Charge ۴ هم استفاده کرد.

منبع: دیجی کالا

اجرای ۵ مورد از ۴۸ الزام AFC در فوتسال!

۱۰ خرداد ۱۳۹۷

به گزارش فانوس نیوز، کریم منصوری عضو هیات رئیسه سازمان لیگ فوتسال درباره اجرای الزامات حرفه‌ای‌سازی باشگاه‌ها که توسط AFC تعیین شده است، توضیح داد: امسال اولین سالی است که حرفه‌ای‌سازی باشگاه‌ها در ایران انجام می‌شود و از بین ۴۸ موردی که AFC تعیین کرده، تنها پنج مورد را می‌توانیم پیاده کنیم. مواردی مثل تراز مالی، داشتن اساسنامه و ثبت شرکت‌ها امسال باید در دستور کار باشگاه‌ها قرار گیرد اما با توجه به این که بازرسان کنفدراسیون فوتبال آسیا به ایران نمی‌آیند، مواردی مثل ورزشگاه اختصاصی و مربیان سطح سه را فعلا اجرا نمی‌کنیم.

او افزود: در حال برنامه ریزی هستیم تا زیرساخت‌های حرفه‌ای‌سازی را برای سال آینده فراهم کنیم. در جلسه هیات رئیسه با آقای میرشاد ماجدی هماهنگ کردیم تا کمیته آموزش برای برگزاری دوره آموزشی سطح سه قبل از شروع لیگ برنامه ریزی کند.

عضو هیات رئیسه سازمان لیگ همچنین از تعیین دو شرط برای حضور تیم پارسیان شهرقدس در لیگ برتر خبر داد و گفت: با توجه به این که تیم تاسیسات دریایی منحل شده، تیم پارسیان را از پایین جدول، جایگزین کردیم اما این باشگاه باید سالن بازی و محل اقامت داوران را مجهز کند. سالن محل برگزاری مسابقات پارسیان در فصل قبل مشکلات زیادی داشت اما امسال باید ناظر سازمان لیگ آن را تائید کند. همچنین داوران به ما گزارش کرده بودند که خوابگاه محل اقامتشان مناسب نیست که این مورد هم باید برطرف شود.

منصوری درباره بلاتکلیفی برخی تیم‌ها در فاصله یک ماه تا آغاز لیگ برتر اظهار کرد: تمام باشگاه‌ها در مهلتی که تعیین کرده بودیم، آمادگی خود را به سازمان لیگ اعلام کردند اما در ساماندهی تیمشان مشکل دارند. تیم‌هایی مثل شهرداری ساوه، ارژن شیراز و شهرداری بندرعباس در مسابقات شرکت می‌کنند اما مثلا تیم شهرداری ساوه توسط وزارت کشور از تیم‌داری منع شده که درحال واگذاری امتیازش است.

 

زیر و بم ماجرای تبلیغات تلویزیونی فیلم‌های سینمایی

۱۰ خرداد ۱۳۹۷

خبرگزاری ایسنا: «تبلیغات تلویزیونی فیلم‌های سینمایی در ایران و تاثیر آن بر مخاطبان» عنوان مقاله‌ای است که در آن به تحلیل و بررسی این موضوع پرداخته است و تاکید شده است که «دوران طلایی انحصارگرایی رسانه‌ای تلویزیون در حوزه تبلیغات فیلم‌های سینمایی به پایان خود نزدیک شده است.»

در این مقاله آمده است: «در جهان معاصر رسانه‌های ارتباط جمعی وظایف، نقش‌ها و کارکرد‌های گوناگونی را در حوزه آموزش، انتشار خبر و اطلاع‌رسانی و تبلیغات برعهده دارند. پیچیدگی، گستردگی و تنوع عناصر جهان مدرن موجب شده است که تبلیغات به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر در جامعه بدل شود.

در این میان صاحبان آثار سینمایی نیز می‌کوشند برای تبلیغ فیلم‌های خود بهترین رسانه را بر اساس نوع امکانات و دامنه نفوذ آن‌ها در جامعه انتخاب کنند. در ایران از زمان ورود تلویزیون تا همین چندسال پیش تلویزیون در عرصه تبلیغات فیلم‌های سینمایی منحصربه فردترین و بهترین رسانه به شمار می‌آمد، اما به نظر می‌رسد به تدریج پیرو تغییرات الگوی تبلیغات در جهان و برخی مشکلات دیگر، میزان انحصار و یکه‌تازی این رسانه در حوزه تبلیغات فیلم‌های سینمایی رو به کاهش نهاده است.

مقاله پیش‌روی که نسخه لاتین آن در سایت ICN منتشر شده؛ با مستندات موجود، نگاهی دارد به پیشینه و ماهیت تبلیغات تلویزیونی فیلم در ایران و مجموعه عواملی را مورد بررسی قرار می‌دهد که حاکمیت تلویزیون و پِیرو آن تبلیغات تلویزیونی فیلم‌های سینمایی را به چالش کشیده است.

گذری بر تبلیغات فیلم‌های سینمایی در تلویزیون ایران

برای نخستین بار در سال ۱۳۳۵ مردی جوان به نام «کازرونی» که فارغ‌التحصیل رشته کارگردانی سینما بود برای تاسیس تلویزیون در ایران تلاش‌هایی انجام داد. او با شرکت‌های خارجی که فرستنده‌های تلویزیونی تولید می‌کردند مذاکراتی داشت، اما به نتیجه‌ای نرسید [۱]. پس از وی افراد دیگر ایده‌هایی برای ایجاد سازمان «رادیو تلویزیون ملی ایران» مطرح کردند تا این‌که در سال ۱۳۳۷ نخستین فرستنده تلویزیونی در تهران ایجاد شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران با توجه به محبوبیت تلویزیون نزد مردم ایران، توسعه و پیشرفت شبکه‌های تلویزیونی زیرنظر سازمان «صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران» قوت گرفت. برخی از خط‌مشی‌های صدا و سیما در اواخر دهه ۷۰ و دهه ۸۰ شامل افزایش کانال‌های استانی، افزایش کانال‌های تلویزیونی مانند شبکه قرآن، شبکه آموزش و…، خرید و دوبله بسیاری از فیلم‌های روز دنیا، افزایش برنامه‌های خبری و تنوع در اطلاع‌رسانی و تخصصی شدن شبکه‌های تلویزیونی بود.

تلویزیون از همان ابتدای ورود به کشور ایران با استقبال مردم مواجه شد و به تدریج از کالایی لوکس به وسیله‌ای با کارکرد‌های ارتباطی، اطلاع‌رسانی و سرگرم‌کنندگی بدل شد. از همان آغاز ورود تلویزیون به ایران صاحبان آثار سینمایی این رسانه را برای تبلیغ فیلم‌های خود و جذب مخاطبان بیشتر گزینه‌ای مناسب یافتند. تا آن‌زمان تبلیغات سینمایی از طریق شیوه‌هایی، چون دیوارکوب، تصاویر سردِرسینما‌ها و پخش آنونس در سینما‌ها انجام می‌گرفت. (نخستین آنونس تاریخ سینمای ایران را «ساموئل خاچیکیان» برای فیلم «دختری از شیراز» با استفاده از «راش»‌های فیلم ساخت و آن را قبل از نمایش فیلم در سینما‌های دیانا، مایاک و پارک به نمایش گذاشت) [۲]. با تاسیس سازمان رادیو و تلویزیون در ایران، ساخت آنونس فیلم‌ها نیز پیشرفت بسیاری پیدا کرد و به مرور برای تبلیغات موثرتر، تیزرفیلم‌های سینمایی نیز تولید شد. نقش تلویزیون در صنعت تبلیغات (از جمله تبلیغات فیلم) به اندازه‌ای است که به باور برخی از صاحب‌نظرانِ حوزه ارتباطات، دوران طلایی صنعت تبلیغات از سال ۱۳۳۷ و پس از ورود تلویزیون به ایران آغاز شد. همان سال رادیو و تلویزیون ایران به طور رسمی اعلام کرد آمادۀ پخش آگهی‌های بازرگانی است که پخش آگهی‌فیلم‌های سینمایی را نیز دربَرمی‌گرفت [۳]؛ بنابراین صاحبان آثار سینمایی که تا پیش از آن آنونس فیلم‌های خود را فقط در سالن سینما‌ها پخش می‌کردند، تلویزیون را که هرروز مخاطبان بیشتری می‌یافت رسانه مناسب دیگری برای پخش تبلیغاتشان یافتند. با گذر زمان تبلیغ تلویزیونی بر دیگر روش‌های تبلیغاتی فیلم پیشی گرفت.

فرایند تبلیغات تلویزیونی فیلم‌های سینمایی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بخش بازرگانی سازمان صدا و سیما به قوت خود باقی ماند و در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ تلویزیون مهم‌ترین و تاثیرگذارترین وسیله ارتباط جمعی برای تبلیغ فیلم به شمار می‌آمد.

زیر و بم ماجرای تبلیغات تلویزیونی فیلم‌های سینمایی

نیمه دوم دهه ۷۰ را می‌توان آغازگر دورانی از تقابل سینماگران و صدا و سیما پس از پیروزی انقلاب اسلامی دانست که به موازات آن سخت‌گیری برای پخش تیزر تلویزیونی فیلم‌های سینمایی نیز شروع شد. فیلم‌های «دو زن» (تهمینه میلانی، ۱۳۷۷)، «قرمز» (فریدون جیرانی، ۱۳۷۷) و «زیرپوست شهر» (رخشان بنی‌اعتماد، ۱۳۷۹) در رده نخستین فیلم‌های سینمایی قرار می‌گیرند که در تلویزیون مشکلاتی برای پخش تیزرشان پیدا کردند.

زیر و بم ماجرای تبلیغات تلویزیونی فیلم‌های سینمایی

پخش تیزر فیلم‌های «دو زن» و «قرمز» به طورناگهانی بنابر استدلال‌های مدیران سازمان صدا و سیما متوقف شد [۴]. تیزر فیلم «زیرپوست شهر» نیز اجازه پخش در تلویزیون را نیافت [۵]. استدلال مدیران سازمان صداو سیما در پاسخ به دلایل عدم پخش تیزر فیلم‌ها در آن دوران نمایان‌گر تعارض خط‌مشی‌های صداو سیما با وزارت فرهنگ و ارشاد وقت بود. «عبدالحمید انصاری» (مدیرکل بازرگانی صدا و سیما در آن دوران) در مصاحبه‌ای گفته بود: «دوستان نباید توقع داشته باشند که با صدور پروانه نمایش در سینما مجوز پخش تیزر آن در تلویزیون هم صادر شود… ضوابط پخش ما با ضوابط پخش وزارت ارشاد یکسان نیست». [۶]۱

در دهه ۸۰ نیز از فیلم‌های مهمی که پخش تیزرشان از تلویزیون با مشکل روبه‌رو شد دو فیلم «اشک سرما» (عزیزالله حمیدنژاد، ۱۳۸۲) و «مزرعه پدری» (رسول ملاقلی‌پور، ۱۳۸۳) قابل ذکر است. تیزر فیلم «مزرعه پدری» به گفته کارگردان «فقط هفت بار از تلویزیون پخش شد» و تلاش و نامه‌نگاری‌های او برای پخش مجدد تیزر تلویزیونی فیلمش به سرانجام نرسید [۷]. پس از آن دوران و تا اوایل دهه ۹۰، فیلم‌های سینمایی و سازمان صدا و سیما رابطه‌ای مسالمت‌آمیز را گذراندند و تعداد شکایت‌ها از عدم پخش تیزر فیلم‌ها نیز کمتر شد. اما از سال ۱۳۹۳ به بعد دوباره تبلیغات فیلم‌های سینمایی برای پخش شدن در تلویزیون با مسائل و مشکلاتی مواجه شد و این روند تا به امروز ادامه دارد.

ماهیت تبلیغات تلویزیونی فیلم در ایران

سازندگان تبلیغات تلویزیونی فیلم از فنون مختلف برای جلب‌نظر افراد جامعه استفاده می‌کنند تا بر معادلات فروش فیلم اثر بگذارند. تاثیرگذاری تبلیغات فیلم ارتباطی دوسویه با «محتوا» و «روش‌های ارایه» آن دارد. کیفیت و جذابیت‌های بصری و شنیداری، استفاده از فنون اقناع و گفتار متن جذاب در حوزه «محتوا»‌ی تبلیغ قرار می‌گیرد و گزینش رسانه‌ای مناسب برای نمایش تبلیغ به «روش‌های ارایه» آن مربوط می‌شود.

با مروری بر سیر تبلیغات تلویزیونی فیلم‌های سینمایی در ایران و مقایسه محتوای تبلیغات با دهه‌های گذشته می‌توان گفت که امروزه آنونس‌ها و تیزر‌های تلویزیونی فیلم‌ها به لحاظ کیفیت، خلاقیت، زیبایی‌شناسی هنری و به ویژه با استفاده از نرم‌افزار‌ها و تکنیک‌های مدرن تدوین فیلم، پیشرفت قابل ملاحظه‌ای پیدا کرده است. اما به نظرمی‌رسد دیگر تلویزیون مهم‌ترین رسانه برای پخش تبلیغات فیلم‌ها (در جایگاه مهم‌ترین «روش ارایه» تبلیغات فیلم) به شمار نمی‌آید و تاثیرگذاری سابق را ندارد. در ایران پایان انحصارگرایی رسانه‌ای تلویزیون در عرصه تبلیغات فیلم به دلایل گوناگونی روی داده است: ۱- گسترش روزافزون شبکه‌های اجتماعی و مزایای تبلیغات اینترنتی ۲- مشکلات پیش‌آمده برای پخش تیزرفیلم‌ها در تلویزیون.

زیر و بم ماجرای تبلیغات تلویزیونی فیلم‌های سینمایی

در حال حاضر مشکل پخش تیزر‌های تلویزیونی فیلم، صاحبان آثار سینمایی به ویژه آن‌ها که از عدم پخش تبلیغات فیلمشان از تلویزیون زخم خورده‌اند را به فکر واداشته است تا به دیگر روش‌های موثر تبلیغات فیلم روی آورند. برای نمونه «کمال تبریزی» که بار‌ها مشکل عدم پخش تیزر فیلم‌هایش از تلویزیون را داشته در یکی از مصاحبه‌هایش از سینماگران درخواست کرده تا روش تبلیغات تلویزیونی را فراموش کنند: «من معتقدم این کشمکش دایمی میان سینما و تلویزیون بوده و هست. پیشنهاد من این است که اهالی سینما، بیایند و این دندان تلویزیون را بکَنند و فکر کنیم که تلویزیونی وجود ندارد که فیلم ما را تبلیغ کند و به سراغ تغییر روش تبلیغات برای فیلمهای‌مان پیش برویم. فکر می‌کنم اگر بتوانیم این پایه‌ها را با کمک وزارت فرهنگ و ارشاد محکم کنیم دیگر نیازی به تبلیغات تلویزیونی نداریم و مردم هم به عدم پخش تیزر تلویزیونی عادت می‌کنند. به نظرم دیگر تیزر تلویزیونی آن کارکرد موثر را در سینمای ما ندارد». [۸]با این اوصاف تفاوت عمده دهه ۹۰ با دهه‌های گذشته این است که اگر درگذشته صاحبان آثار سینمایی در غیاب تبلیغات تلوزیونی برای تبلیغ فیلمشان در وسایل ارتباط جمعی گزینه دیگری نداشتند، اما امروزه به دلیل تغییر و تحولات تکنولوژی‌های ارتباطی در ایران و متعاقب آن تکثر رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مجازی، یکه‌تازی تلویزیون در مقام وسیله‌ای تبلیغاتی دچار چالش شده است. تلویزیون دیگر در دوران تکثر رسانه‌های ارتباط جمعی اثرگذاری انحصاری سابق را در میان مردم ایران ندارد و تنها گزینه تبلیغاتی در میان وسایل ارتباط جمعی به شمار نمی‌آید؛ بنابراین امروزه در صنعت سینمای ایران صاحبان آثار با ایدۀ یافتن شیوه‌های کم‌هزینه‌تر و کم‌ریسک‌تر از تبلیغات در تلویزیون، راه‌های نوینی را برای پخش و انتشار تبلیغاتشان امتحان می‌کنند که تبلیغات اینترنتی به ویژه در شبکه‌های اجتماعی یکی از رایج‌ترین آن‌ها به شمار می‌آید.

در حال‌حاضر در کشور ایران تبلیغات فیلم در شبکه‌های اجتماعی به عنوان گزینه‌ای کم‌هزینه و در عین‌حال تاثیرگذار در میان انواع تبلیغات و آلترناتیوی مهم در زمان توقف تبلیغات تلویزیونی است. شواهد نیز نشان می‌دهد که در آینده‌ای نزدیک، سیر و حرکت جامعه ایران به سوی جامعه‌ی اطلاعاتی (شبکه ای)، موجب گسترش و محبوبیت تبلیغات اینترنتی فیلم‌های سینمایی در شبکه‌های اجتماعی خواهد شد. در واقع اگر تلویزیون ایران به اعمال نظر‌های سلیقه‌ای و سخت‌گیری‌هایش در تبلیغ فیلم‌های سینمایی ادامه دهد بازار تبلیغات فیلم را از دست خواهد داد و در برابر رقیب نوپایش (تبلیغات اینترنتی) شکست خواهد خورد.

تبلیغات اینترنتی در شبکه‌های اجتماعی رقیب جدی تلویزیون

شبکه‌های اجتماعی مجازی به عنوان یکی از تاثیرگذارترین سرویس‌های ارائه‌شده در اینترنت محبوبیت بسیاری نزد مردم ایران پیدا کرده‌اند. بسیاری از افراد در ایران حداقل عضو یکی از این شبکه‌ها هستند و ساعاتی را صرف به‌کارگیری آن‌ها می‌کنند.

مرکز آمار ایران در روز‌های آخرسال ۱۳۹۵ تخمین خود از مقادیر سه نشانگر مورد استفاده در محاسبه شاخص توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطاتِ «اتحادیه بین‌المللی مخابرات» (ITUIDI) را به سازمان «فناوری اطلاعات ایران» اعلام کرد.

براساس این اعلام، مقادیر نشانگر‌ها گویای این واقعیت است که ضریب نفوذ کاربران اینترنت طیِ یک‌سال حدود ۱۷ درصد رشد داشته است. هم‌چنین مطابق با آخرین نتایج «طرح آمارگیری برخورداری خانوار‌ها و استفاده افراد از فناوری اطلاعات و ارتباطات» در کشور ایران در جدولی که تعداد کاربران اینترنت را براساس نوع فعالیت اینترنتی مجزا می‌کند، تعداد کاربران اینترنت که در شبکه‌های اجتماعی فعالیت دارند بیشترین رقم را به خود اختصاص داده است [۹]. این اسناد گواهی بر روند افزایشی تعداد کاربران شبکه‌های اجتماعی و پیرو آن نفوذ و تاثیر آن‌ها میان افراد جامعه است و در نهایت اثرگذاری تبلیغات صورت‌گرفته از طریق آن‌ها را نشان می‌دهد. دسترسی افراد جامعه به شبکه‌های اجتماعی از طریق ابزار‌های قابل حملی، چون تلفن همراه و تبلت نیز موجب می‌شود تا میزان بازدید از محتوای ارایه‌شده ازجمله انواع تبلیغات توسط آن‌ها بیشتر از وسایل ارتباطی غیرقابل حملی مانند تلویزیون‌های سنتی باشد. این روند روبه‌رشد کاربران شبکه‌های اجتماعی درحالی‌صورت می‌گیرد که مصرف تلویزیون در جامعه ایران از اواخر دهه ۸۰ روند آرام روبه کاهشی را طی کرده است. واقعیت این است که پدیدۀ استقبال فراگیر از شبکه‌های اجتماعی مجازی در ایران، هزینه ارزان و رایگان تبلیغات در این شبکه‌ها (در مقابل هزینه‌های سنگین تبلیغات در تلویزیون)، انتشار سریع و آزادانه محتوای تبلیغات در فضای اینترنت (در مقابل سخت‌گیری و پروسه بوروکراتیک برای پخش تبلیغات در صدا و سیما) و… موجب شده است تا تبلیغات اینترنتی در شبکه‌های اجتماعی به رقیبی جدی برای تبلیغات در تلویزیون بدل شود.

مشکلات پخش تبلیغات تلویزیونی در نقش شتاب‌دهنده

مسائل و مشکلات پیش‌آمده درمورد پخش تیزر فیلم‌های سینمایی در تلویزیون به‌عنوان عاملی شتاب‌دهنده در پروسه پایان دوران یکه‌تازی تلویزیون در حوزه تبلیغ فیلم‌های سینمایی قلمداد می‌شود. از جمله این مسایل و مشکلات موارد زیر گفتنی است:

– هزینه بالای تعرفه تبلیغات تلویزیونی:

صاحبان فیلم‌های سینمایی تعداد محدودی نوبت پخش آنونس فیلم‌شان را از شبکه‌های مختلف تلویزیون به صورت رایگان دریافت می‌کنند. اما برای پخش وسیع‌تر آنونس سی‌ثانیه‌ای فیلم‌هایشان برمبنای شبکه پخش‌کننده و ساعت پخش باید هزینه کلانی به صدا و سیما بپردازند که سینماگران به سختی از عهده پرداخت آن برمی‌آیند.

– سخت‌گیری و اقدامات سلیقه‌ای تلویزیون:

همان‌گونه که پیش از این گفته شد از نیمه دوم دهه ۷۰ استراتژی صدا و سیما برای عدم پخش تیزرتلویزیونی برخی از فیلم‌های سینمایی سازماندهی شد. در سال‌های اخیر (به ویژه از سال ۱۳۹۲ به بعد) نیز فیلم‌های زیادی با مشکلاتی در پخش تبلیغاتشان در تلویزیون روبه‌رو شده‌اند. عدم پخش تیزر‌ها به دلایلی مبهم یا با مشروط کردن پخش آن‌ها به حذف برخی سکانس‌ها یا بازیگران صورت می‌گیرد. در ادامه برخی از این فیلم‌ها با ذکر مشکلات پخش تیزر تلویزیونی‌شان نام برده می‌شود:

زیر و بم ماجرای تبلیغات تلویزیونی فیلم‌های سینمایی

– «استراحت مطلق» (عبدالرضا کاهانی): تیزر فیلم استراحت مطلق به دلیل اینکه این فیلم به زعم دست‌اندرکاران تلویزیون «پیام ندارد» هرگز پخش نشد.

– «طبقه حساس» (کمال تبریزی): این فیلم در نوروز ۹۳ اکران شد، اما به دلایلی نامعلوم تیزر تلویزیونی‌اش در روز‌های نوروز پخش نشد.

– «دختر» (رضا میرکریمی) به گفته کارگردان «برای فیلم ۱۰ تیزر به تلویزیون ارایه شد که مورد تایید قرار نگرفت و صدا و سیما آن‌قدر اصلاحیه به تیزر‌ها وارد کرد که در نهایت دو تیزر تایید شد». البته پخش تیزرتلویزیونی این فیلم با مشکل حذف چهره «مریلا زارعی» نیز مواجه شده است [۱۰].

– «مَلی و راه‌های نرفته‌اش» (تهمینه میلانی): تیزر‌های تلویزیونی این فیلم نیز در زمان اکران مشکل پخش از تلویزیون را داشت. به گفته کارگردان «نگاه سلیقه‌ای مدیران تلویزیون که موضوع فیلم‌ها و تحلیل علمی و جامعه‌شناختی فیلم‌هایش را نمی‌پسندند» بر مشکل پخش تیزر تلویزیونی فیلم‌هایش تاثیر گذاشته است [۱۱].

– «خرگیوش» (مانی باغبانی): به گفته تهیه‌کننده و پخش‌کننده این فیلم، روند پخش تیزر‌های تلویزیونی فیلم بدون ارایه هیچ دلیلی از سوی صدا و سیما قطع شد [۱۲].

زیر و بم ماجرای تبلیغات تلویزیونی فیلم‌های سینمایی

 

یک جمع‌بندی کلی

در کشور ایران گسترش و محبوبیت روزافزون اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و تبلیغات اینترنتی (با دارا بودن مزایای نفوذ و تاثیرگذاری مطلوب بر افراد جامعه و انتشار سریع و آزادانه محتوای تبلیغی) از یک‌سو و هزینه سنگین تبلیغات تلویزیونی، سخت‌گیری و اعمال نظر‌های سلیقه‌ای تلویزیون ایران در پخش تبلیغ فیلم‌های سینمایی از سوی دیگر موجب شده است که دوران طلایی انحصارگرایی رسانه‌ای تلویزیون در حوزه تبلیغات فیلم‌های سینمایی به پایان خود نزدیک شود؛ بنابراین پیش‌بینی می‌شود که در آینده‌ای نزدیک تبلیغات فیلم در تلویزیون ایران در مَصاف با شیوه تبلیغات اینترنتی جایگاه برتر خود را از دست بدهد.

روش پخت چند غذای خوشمزه با ماش

۱۰ خرداد ۱۳۹۷

در این مطلب قرار است شما را با این دانه سبز و ریز و خوشمزه بیشتر آشنا کنیم. ماش به تنهایی هم طعم و مزه عالی دارد. کافی است آن را با آب و کمی نمک بپزید تا این دانه‌های کوچک، درشت و نرم شوند و از خوردن آن لذت ببرید.

ماش یکی از حبوبات بسیار مفید و غنی است. با این که زادگاه اولیه آن ایران است، ولی روز به روز کمتر استفاده می‌شود و در حال فراموش شدن است. شاید اگر از خواص فراوان آن مطلع شوید، به مصرف بیشتر آن راغب شوید.

ایرانیان قدیم ماش را «مِچ» می‌گفتند و زمانی که به زبان عربی وارد شد ماش نام گرفت. یکی از اصیل‌ترین غذا‌های ایرانی آش ماش است این دانه خاص ایران و خاور میانه است و مصرف آن در دیگر مناطق دنیا رواج زیادی ندارد.

این دانه غنی، حاوی بسیاری از مواد مورد نیاز بدن است و در عین حال کالری کمی دارد. یعنی پرخاصیت و غیر چاق کننده است. از این رو بهتر است در دوران رژیم لاغری حداقل هفته‌ای یک بار از ماش استفاده شود، چون بسیار زود هضم و غیر نفاخ است و به علت دارا بودن ویتامین A. و D. نیاز‌های بدن ما را تأمین می‌کند و برای تقویت اعصاب و بینایی مفید است.

خواص درمانی ماش

• اگر ماش را با پوست بپزید و بخورید، برای درمان اسهال مفید است، ولی برای لینت مزاج دانه‌های پوست کنده آن را مصرف کنید.

• مصرف آش ماش سردرد‌های شدید و آبریزش بینی ناشی از سرماخوردگی را درمان می‌کند و سرفه و تب را تسکین می‌بخشد.

• ضماد ماش پخته با سرکه برای درمان اگزما و امراض جلدی مفید است.

• ماش برای افرادی که دچار ضعف و ناتوانی هستند بسیار مفید است.

دستور‌های غذایی با ماش

با ماش انواع پلو یا خوراک می‌توان تهیه کرد. برای آشنایی با روش پخت چند غذای خوشمزه با ماش در ادامه مطلب همراه ما باشید.

ماش پلو

مواد لازم:
نصف پیمانه ماش
یک پیمانه برنج
۲۰۰ الی ۲۵۰ گرم گوشت چرخ کرده
۲ قاشق غذا خوری زعفران دم کرده
۲ قاشق غذا خوری پیاز داغ طلایی
۲ قاشق غذا خوری روغن زیتون
نمک
۱ عدد پیاز
۲ پیمانه آب

روش پخت چند غذای خوشمزه با ماش

طرز تهیه:

۱. ماش را با آب بپزید و نمک و کمی زردچوبه اضافه کنید و پس از پخت صبر کنید تا آب آن تبخیر شود.

۲. برنج را با آب و کمی نمک خیس کنید. پس از دو ساعت با روغن زیتون روی حرارت بگذارید. یکی دو بار به آرامی هم بزنید و وقتی آب آن تبخیر شد، روی شعله پخش کن بگذارید و حرارت را کم کنید تا دم بکشد.

۳. در صورت استفاده از پلو پز برنج را با روغن زیتون در پلوپز بریزید و کته کنید.

۴. گوشت چرخ‌‍کرده را با کمی روغن و پیاز رنده شده، نمک، زردچوبه، فلفل سیاه و یک عدد سیر رنده شده تفت دهید. سپس، نصف لیوان آب روی آن بریزید تا پخته شود و هر زمانی که آب گوشت تبخیر شد شعله را خاموش کنید.

۵. مخلوطی از برنج زعفرانی و گوشت و ماش و پیاز داغ را لابه لای برنج بکشید یا روی برنج تزئین کنید.

آش ماش

مواد لازم :
۲۵۰ گرم گوشت چرخ کرده
نصف فنجان پیاز رنده شده
۲۵۰ گرم ماش
۱۰۰ گرم عدس
یک فنجان پیاز داغ
نصف فنجان برنج
۲۵۰ گرم جعفری و گشنیز خرد شده
زردچوبه، نمک و فلفل
روش پخت چند غذای خوشمزه با ماشطرز تهیه:

۱. عدس و ماش را از چند ساعت قبل بشویید و خیس کنید. سپس درون قابلمه با آب بگذارید بپزد.

۲. گوشت چرخ کرده را با پیاز رنده شده، نمک، فلفل و زردچوبه مخلوط کنید و آن را به صورت کوفته ریز در آورید و کوفته‌ها را به آش اضافه کنید.

۳. پیاز داغ را به عدس و ماش پخته اضافه کنید. برنج و سبزی خرد شده را هم اضافه کنید و مرتب هم بزنید تا آش ته نگیرد.

۴. در صورت تمایل می‌توانید ۳ تا ۴ عدد شلغم خرد شده هم به این آش اضافه کنید. آش را در کاسه بزرگی بریزید و روی آش را با نعناع داغ و پیاز داغ تزئین کنید.

کوکوی جوانه ماش

مواد لازم :
۲۵۰ گرم جوانه ماش
۴۰۰ گرم هویج رنده شده
۱۲۰ گرم ماست چکیده پاستوریزه
۳ قاشق غذاخوری جعفری خرد شده
۵ قاشق غذاخوری بلغور گندم
۳ عدد تخم مرغ
۶-۵ قاشق غذاخوری روغن مایع سرخ کردنی
نمک و فلفل

 

روش پخت چند غذای خوشمزه با ماش

روش تهیه:

۱. بلغور گندم را در آب جوش بریزید تا چند دقیقه جوش بزند. سپس در صافی بریزید تا آب اضافی آن گرفته شود. جوانه ماش را نیز بشویید و در صافی بریزید تا آب اضافی آن نیز گرفته شود.

۲. در یک ظرف هویج، جوانه ماش (در صورت تمایل آن را خرد کنید)، بلغور گندم، ماست چکیده، نمک و فلفل را با هم مخلوط کنید. سپس تخم مرغ‌ها را به آن اضافه کنید. در آخر هم جعفری را اضافه کنید و خوب با هم مخلوط کنید.

۳. روغن را در تابه گرم کنید. مایه آماده شده کوکو را در تابه بریزید و با حرارت ملایم سرخ کنید. وقتی یک طرف کوکو سرخ شد، آن را برش دهید و برگردانید تا طرف دیگر آن نیز سرخ شود.

۴. کوکو را می‌توانید با سس مایونز سرو کنید.

قلیه کدو حلوایی

مواد لازم:
۵۰ گرم لوبیا قرمز
۱۵۰ گرم ماش
۳۵۰ گرم کدو حلوایی پوست کنده
۱۰۰ گرم روغن
۳ قاشق سوپخوری پیاز سرخ شده
نمک، فلفل سیاه و زردچوبه
۱۰۰ گرم شکر
۱ قاشق مرباخوری دارچین
گردو و پودر نارگیل

روش پخت چند غذای خوشمزه با ماش

طرز تهیه:

۱. لوبیا قرمز و ماش را از شب قبل خیس کنید. ابتدا لوبیا را بپزید، نیم‌پز که شد ماش را اضافه کنید تا کاملا هر دو پخته شود.

۲. کدو حلوایی را پوست بکنید و در مقداری روغن سرخ کنید.

۳. تمام مواد پخته شده را همراه با پیاز سرخ کرده، نمک، فلفل، زردچوبه و مقداری آب در ظرفی بریزید و در آن را بگذارید تا کاملا پخته و له شود.

۴. شکر و دارچین را اضافه کنید و بعد از چند جوش هنگامی که غذا جا افتاد در ظرف مورد نظر بکشید و با مقداری گردو و نارگیل پودر شده تزئین و با نان سرو کنید.

مارسل گوشه، تاریخ‌نویسِ عصر رهایی

۱۰ خرداد ۱۳۹۷

مارسل گوشه، تاریخ‌نویسِ عصر رهایی

 

 دیسنت| مایکل سی. بِرِنت، روزی روزگاری، این تلقی که تاریخ را نوعی داستان بدانند چیز عجیبی نبود. بعضی‌ها معتقد بودند تاریخ آزمون سختی است که ما انسان‌ها تا فرارسیدن آخرالزمان در معرض آن قرار گرفته‌ایم؛ دیگران تاریخ را فرآیند تدریجی پیروزی عقل بر جهل و تعصب می‌دیدند.

 

هگل تاریخ را فرآیند روبه‌رشدِ آگاه شدنِ انسان از آزادی می‌دانست؛ مارکس می‌گفت: تاریخ قصۀ نزاع طبقاتی است و نقطۀ اوج این قصه انقلاب است. اما این روز‌ها دیگر این که کسی بگوید جریان تاریخ کلان‌روایتی واحد است تقریباً از نظر همه صرفاً اسطوره‌ای تسلی‌بخش به حساب می‌آید.

مارسل گوشه با این حرف مخالف است. این تاریخ‌دان و فیلسوف فرانسوی ده سال از عمر خود را وقف نگارش یک کتاب بزرگ چهارجلدی کرده که بی‌پرده و بی هیچ لکنتی بر این فرض استوار است که تاریخ معنایی دارد. همانطور که از عنوان کتاب، ظهور دموکراسی، پیداست، این طرح تلاشی است برای بررسی سرنوشت دموکراسی در اروپا و (تا حدی هم) در آمریکای شمالی.

 

گوشه داستان را از ابتدای دوران مدرن شروع می‌کند و تا دوران نولیبرالی خود ما پیش می‌آید، دورانی که در آن زوال این دیدگاه که تاریخ دارای معنایی فراگیر است تنها یکی از نتایج زوال بزرگ‌تری است که در پیوند‌های جمعی رخ داده است.

 

در دوران نولیبرالی ما، دموکراسی صرفاً به معنای تعقیب حقوق و منافع فردی است، و امید به تعیین سرنوشت مشترکمان از طریق ابزار‌های دموکراتیک به شکل غریبی دست‌نیافتنی شده است.

برای این که بتوانیم از این طرز فکر فاصله بگیریم، به تاریخ احتیاج داریم، و خیلی زیاد. در شاهکار گوشه هر کدام از جلد‌ها از جلد قبلی خود طولانی‌تر است، در عین حال که اغلب دورۀ زمانی کوتاه‌تری را پوشش می‌دهد. جلد اول، که انقلاب مدرن ۱ نام دارد و در سال ۲۰۰۷ منتشر شده، به برآمدن دولت مدرن اولیه تا تکوین لیبرالیسم در قرن نوزدهم می‌پردازد و تنها کمی بیشتر از ۲۰۰ صفحه است.

 

جلد بعدی، که بیش از سیصد صفحه است و در همان سال ۲۰۰۷ منتشر شده، به بررسی بحران لیبرالیسم ۲ می‌پردازد که تقریباً از ۱۸۸۰ تا ۱۹۱۴ به طول انجامید. بخش سوم از مجموع دو جلد نخست طولانی‌تر است و در سال ۲۰۱۰ منتشر شده است، و با این که نامش آزمون سخت تمامیت‌خواهی ۳ است، به بررسی دورۀ بین سال‌های ۱۹۱۴ تا ۱۹۷۴ اختصاص دارد، و بخش بزرگی از این مجلد ۶۵۰ صفحه‌ای به دیکتاتوری‌هایی اختصاص یافته که بین سال‌های ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۵ در اروپا شکل گرفتند. حال، بعد از یک وقفۀ هفت‌ساله، گوشه جلد آخر را در سال ۲۰۱۷ منتشر کرده است، با نام جهان جدید ۴. گوشه نتوانسته عصر کنونی ما را در کمتر از ۷۶۸ صفحه توضیح دهد.

آیا به تاریخ دیگری از ایده‌ها، نهادها، و روال‌های دموکراتیک نیاز داریم؟ و چرا حالا؟ ده سال پیش، گوشه گفته بود که دموکراسی به «افق بی‌رقیب زمانۀ ما» تبدیل شده است. تاریخی که بر چنین بینشی متکی است -فلسفۀ تاریخ که جای خود دارد- آیا می‌تواند چیزی جز ستایشی بی‌مزه باشد؟

گوشه قصد نداشته کارش این طور باشد، بلکه کتابی نوشته که هم گزارش تاریخی قانع‌کننده‌ای از نیمی از یک هزاره است و هم یک نقد فرهنگی قاطع. دلیل اصلی این امر فهم ویژۀ او از «دموکراسی» است. این اصطلاح، به دیدۀ او، چیزی فراتر از انتخابات و نظام‌های چندحزبی و حقوق بشر و حکومت قانون است؛ دموکراسی منسجم‌ترین و کامل‌ترین شکلِ آن نیروی بنیادینی است که به عقیدۀ گوشه تاریخ بشریت را حرکت می‌دهد: «خودآئینی».

 

کلمۀ خودآئینی (autonomy)، که از اوتوس (خود) و نوموس (آئین، قانون، ناموس) یونانی ترکیب شده، تحت‌اللفظی بدین معناست که کسی بتواند قوانین خودش را داشته باشد، یعنی خودقانون‌گذار باشد. از نظر گوشه، خودآئینی بر یک میل انسانی بسیار مهم دلالت دارد: صاحب سرنوشت خود بودن؛ بنابراین داستان تاریخ از نظر گوشه داستان برخاستن درازمدت و تدریجی انسان از حالت دگرآئینی به وضعیت خودآئینی است (دگرآئینی یعنی وقتی تصور می‌کنیم یک «دیگریِ» متعالی و غیرانسانی بر ما حاکم است).

 

او می‌پذیرد که در دوران مدرن دموکراسی به موتور اصلی خودآئینی تبدیل شده است. اما، از نظر او، پیروزی خودآئینی برای دموکراسی بحران ایجاد کرده است. عصر ما عصر رهایی است، ولی درعین‌حال عصری است که در آن افراد و حتی کل جامعه در آن به نحو غریبی احساس ناتوان بودن می‌کنند. دگرآئینی از میان رفته است. اما باز سررشتۀ امور را از کف داده‌ایم.

با این که مارسل گوشه یکی از تأثیرگذارترین متفکران فرانسوی حاضر است، در ایالات متحده چندان او را نمی‌شناسند.

 

او سال‌ها در «مدرسۀ مطالعات پیشرفته در علوم اجتماعی» در پاریس تدریس کرده است. همچنین بنیان‌گذار و سردبیر مجلۀ لو دیبا ۵ است که یکی از مشهورترین مجلات روشنفکری فرانسه به شمار می‌رود. به علاوه گوشه در گالیمار، انتشاراتیِ مشهور و وزین فرانسوی، سرویراستار است. بااین‌حال، گوشه حتی در فرانسه هم شخصیتی گریزان -و گوشه‌گیر- است. او استاد دانشگاهی برجسته شد، انبوهی را به سمینار‌های هفتگی خودش کشاند، بدون این که حتی مدرک دکتری گرفته باشد.

 

او روشنفکری محترم و پرخواننده است که البته می‌تواند جدلی تند و تیز و حتی شروری هم باشد. اما آنچه دربارۀ این متفکرِ عمیقاً سیاسی از همه عجیب‌تر است نوع سیاسی‌بودن اوست: او با طرفداری از لیبرالیسم در مقابل مارکسیسم معروف شد، بااین‌حال منتقد سرسخت حقوق بشر و فردگرایی است. او یک‌جور سوسیالیستِ فلسفیِ خودخوانده است، اما اغلب به محافظه‌کاری و حتی ارتجاع متهم می‌شود.

پیش‌زمینۀ گوشه نیز در مقایسه با بسیاری از نخبگان فکری فرانسه نامتعارف است. در ۱۹۴۶ در خانواده‌ای متوسط در مناطق روستایی نورماندی متولد شد. وقتی کودک بود در کلیسا نقش دستیار کشیش را داشت. بعداً از لحاظ اجتماعی رشد خوبی کرد و پس از تحصیل توانست معلم بشود.

 

طی این مدت، سیاست را کشف کرد. فعالیت اتحادیه‌ای او باعث شد با کمونیست‌ها آشنا شود، که به تدریج با او به مشکل خوردند. با این حال، به مارکس علاقه‌مند شد، و اگر کلی‌تر بگوییم، به انفجار ادبیات انقلابی که در فضای سیاسی تندِ اواخر دهۀ ۱۹۶۰ ظهور کرده بود و در شورش دانشجویان و کارگران در ۱۹۶۸ به اوج خود رسید. گوشه چند سالی را در مدرسه تدریس کرد، و این پیش از آن بود که خودش را (با درآمد مشاغل سطح پایینی که داشت) وقف تحصیل در فلسفه بکند.

کلید کشف اندیشۀ گوشه در واکنش او به می ۶۸ نهفته است. خیلی از دانشجویانی که در خیابان‌ها تظاهرات کرده بودند خود را مارکسیست می‌دانستند؛ اما مارکسیسم، به عقیدۀ گوشه، دقیقاً همان چیزی بود که ۶۸ آن را بی‌اعتبار کرده بود.

 

جمع‌بندی گوشه این بود که آشوب‌های دهۀ شصت از تضاد‌های سرمایه نشئت نگرفته بودند. در مقابلِ تمرکز سنتی مارکسیسم بر اقتصاد، گوشه بر تقدم سیاست تأکید داشت؛ و در جوامع غربی معاصر، این یعنی تقدم دموکراسی.

کسی که نقشی کلیدی در تکوین افکار گوشه داشت کلود لوفور، فیلسوف فرانسوی، بود، از طرفداران سابق تروتسکی و عضو حلقۀ پسامارکسیستیِ «یا سوسیالیسم یا بربریت»، که گوشه در اواخر دهۀ شصت با او آشنا شد.

 

فلسفۀ لوفور بر افتراق «سیاست» -رقابت برای قدرت و اعمالِ قدرت- و «امر سیاسی» -نماد‌هایی که جوامع برای ملموس ساختن مناسبات اجتماعی به کار می‌برند- استوار بود. مثلاً در یک سلطنت مبتنی بر حق الهی گفته می‌شود که بدنِ شاه حکم ملت را دارد. اما وحدتی که بدن شاه عرضه می‌کند -یک ملت، یک بدن- صرفاً اسطوره است. هیچ پوشش نمادینی هرگز نمی‌تواند تمام تنوعات موجود در یک جامعه را زیر چتر خود جمع کند. گروه‌های خاص ممکن است بخواهند معنای خاصی را بر یک اجتماع تحمیل کنند، اما چنین تلاش‌هایی در هر صورت گذرا و ناتمام خواهند بود. از نظر لوفور، تنها نظام سیاسی‌ای که این حقیقت مبنایی را دریافته دموکراسی است.

گوشه از این بینش لوفور بهره برد و حملۀ سنگینی به مارکسیسم کرد. او گفت: آنچه مارکسیسم نمی‌تواند در برابرش مقاومت کند عدم تعین است، «فضای خالیِ» موجود در دل امر سیاسی: چیزی -طبقۀ کارگر، حزب، یا عمو جو- باید این فضای خالی را پُر کند. به طور خلاصه، مارکسیسم اسیر افسون جامعۀ یکپارچه شده است. این خیال خام، از نظر گوشه، همان چیزی است که مارکسیسم را به چیزی خطرناک بدل می‌کند. گوشه به همراه چند روشنفکر پیشرو دیگر -به ویژه نظریه‌پرداز تاریخی و سیاسی، پیئر روزانولون- به شخصیتی کلیدی در جنبش ضدتمامیت‌خواهیِ میانۀ دهۀ ۱۹۷۰ تبدیل شد، که هدفش پاک‌کردن جریان چپ از بقایای مارکسیستی آن بود.

گوشه در ۱۹۸۵ در افسون‌زدایی از جهان ۶ حتی از حملۀ صِرف به مارکسیسم هم فراتر رفت. این کتاب، که زیرعنوانش «تاریخ سیاسی دین» بود، دموکراسی را نقطۀ اوج فرآیند «کنار رفتن دین» معرفی می‌کرد. او می‌گفت: تنها در جامعۀ بدوی است که دین به ناب‌ترین شکل خود حضور دارد. جوامع گردآورنده-شکارچی بر مبنای تصمیمی جمعی تأسیس شدند، و آن تصمیم این بود که داشتن هرگونه کنترلی بر سرنوشت خویش را انکار کنند.

 

آن‌ها هر چه برایشان اتفاق می‌افتاد را به یک دیگری فراطبیعی نسبت می‌دادند، حال ممکن بود آن دیگری، یک حیوان توتم باشد یا روح طبیعت. اما با ظهور دولت همه چیز تغییر کرد.

 

انسان‌ها خودشان را به واسطۀ دولت پدیدآورندۀ سرنوشتشان قلمداد کردند. پا گرفتن دولت، از دید او، افسون‌زدایی از جهان را شروع کرد. آغاز دولت همانند نوعی مهبانگ جامعه‌شناختی بود که جهان ایستای دگرآئینی را از میان برد و انرژی‌های انبساطی خودآئینی را آزاد کرد.

از نظر گوشه، خودآئینی اصیل را تنها در سیاستی می‌توان یافت که به اهمیت آزادی اذعان داشته باشد، اما این خیال واهی را کنار بگذارد که می‌توان جامعه را به نحوی دلخواه شکل داد.

 

راه‌حل در یک کلامْ لیبرالیسم است. این تاریخِ پیروزمندانه از لیبرالیسم، در کنار تأکید گوشه بر دموکراسی، موجب شد او به شخصیتی مهم در چرخش لیبرالی فرانسه تبدیل شود. با این حال گوشه از فرهنگ معاصر بسیار ناراضی است.

 

به‌ویژه از این بابت نگران است که جامعۀ فرانسه گرفتار نوع خطرناکی از فردگرایی شده است. او در بررسی وسواس‌های فکری معاصر ما دربارۀ حقوق بشر، محیط‌زیست، آموزش، و جریان‌های دینی نوظهور، به وجود نوع جدیدی از فردگرایی پی می‌بَرَد که بر خودسازی، هویت، و خودشکوفایی تمرکز دارد.

 

این نوع فردگرایی برای دموکراسی خوب نیست، و ممکن است با از میان بردن معنای حیات جمعی منجر به نابودی دموکراسی شود. از همین حیث، دریافت گوشه از تاریخ عمیقاً … گلی است: مسیر خودآئینی به شکل‌های برترِ وحدت نمی‌رسد، بلکه به چندپارگی بیشتر می‌انجامد.

 

ادعای مشهور فرانسیس فوکویاما که دموکراسی نمودار «پایان تاریخ» است، از نظر گوشه، چندان هم اشتباه نبود. اما دقیقاً در همین لحظه دموکراسی ضعیف، نامطلوب، و اغلب ناتوان به نظر می‌رسید. دموکراسی در لحظۀ پیروزی‌اش رهاشده و مطرود بود.

ظهور دموکراسی تلاش سترگ گوشه برای توضیح همین مسئله است. گوشه ترسی از این نداشته که کتاب چهارجلدی‌اش سرنوشتی مشابه سایر کتاب‌های طولانی و آخرعمری مانند ابله خانواده از سارتر (۱۹۷۱-۱۹۷۲) یا نظم و تاریخ از ووگلین (۱۹۵۶-۱۹۸۷) پیدا کند: کتاب‌هایی که تحسین شدند، اما کمتر کسی آن‌ها را خواند.

 

مایۀ شرمساری است. شاهکار گوشه دیدگاهی فراگیر دربارۀ تاریخ اروپای مدرن ارائه می‌دهد، دیدگاهی که مشابهش را می‌شود در آن مجموعه از آثار هابسبام که با تعبیرِ «عصرِ …» شروع می‌شوند یافت، به اضافۀ یک چشم‌انداز فلسفیِ شبه هگلی. بیایید خیلی کوتاه بینیم حرف‌های اصلی این کتاب چیست.

برای این که بفهمیم چرا دموکراسی در شرایط بحرانی قرار دارد، باید نخست ماهیت دموکراسی مدرن را بشناسیم. گوشه می‌گوید دموکراسی معاصر سه بُعد مدرن خودآئینی را با هم ترکیب کرده است. خودآئینی یک شکل سیاسی دارد، که همان دولت‌ـ‌ملت است؛ یک شکل حقوقی دارد، که مربوط به حقوق بشر می‌شود؛ و یک شکل زمانمند دارد، که به آگاهی از تاریخ به مثابۀ پیامد کنش جمعی تعریف می‌شود. خودآئینی فردی که در قالب حقوق حفظ می‌شود موجب می‌گردد دولت-ملت تنها شکل مناسب خودآئینی جمعی باشد، و تاریخ وسیله‌ای است که افراد و دولت-ملت‌ها از طریق آن تجربه‌های خود را معنادار می‌کنند. از نظر گوشه، سرنوشت دموکراسی بسته به این است که این خصوصیات در طول زمان چطور رشد کنند.

گوشه معتقد است هر لحظۀ تاریخی جایی در طیف بین دگرآئینی تا خودآئینی قرار می‌گیرد. برای مثال، هدف انقلاب فرانسه این بود که قدرت سیاسی را دوباره بر مبنای رضایت فردی شکل دهد، به عبارت دیگر، این که اقتدار سیاسی را تماماً از اصل حقوق فردی به دست آورد.

 

ولی در این فرآیند، انقلابیون ناخواسته اصل وحدت مقدس را پیش کشیدند، که نوعی تکبر تمامیت‌خواهانۀ بدوی بود. همین توضیح می‌دهد که چرا انقلاب برای پاک‌سازی جامعه از عناصری که نمی‌توانستند خودشان را در یک جمهوری یکپارچه جای دهند دست به ترور بُرد.

لیبرالیسم قرن نوزدهم محصول بازاندیشی در چرایی ناکام ماندن انقلاب از ایجاد حقوق برابر و حق حاکمیت بود. خودآئینی اصیل وقتی رخ می‌دهد که جامعۀ مدنی -که به‌ویژه (اما نه صرفاً) از مناسبات بازار تشکیل می‌شود- از دولت جدا باشد. خودآئینی -و لذا دموکراسی- با جداکردن قانونی افرادِ مستقل از دولت حاصل می‌شود، نه با ادغام آن‌ها. کشف جامعه به عنوان سپهری که با دولت فرق دارد نیز، به عقیدۀ گوشه، با زایش آگاهی تاریخی مقارن است: ما وقتی تاریخی خواهیم اندیشید که بفهمیم مسیر تکامل انسان نه از دولت بلکه از جامعه می‌گذرد.

در میانۀ قرن نوزدهم، لیبرال‌ها به آمیزه‌ای فکری دست یافتند که متشکل از سه اصل بود: مردم، علم، پیشرفت. اهمیت این سه از نظر گوشه در این بود که هر کدام میل به خودآئینی را به یک آرمان متعالی گره می‌زدند. مردم حکومت می‌کنند، اما در مقامِ نوعی ارادۀ جمعی یا ملی، نه، چون آشفته‌بازاری از منافع متکثر فردی؛ جهان برای خرد انسانی قابل شناخت است، اما تا آنجا که از قوانین طبیعت اطاعت کند؛ و تاریخ نتیجۀ کنش انسانی است، که از قضا مقارن با ارادۀ مشیت‌وارِ پیشرفت است. آزادی «سنت را در زمین خودش شکست داده بود».

سپس لیبرالیسم در خودش دچار بحران شد. در پایان قرن نوزدهم، تغییرات سریع اجتماعی و تکنولوژیک این احساس را ایجاد کرد که جامعه دارد از کنترل خارج می‌شود. از نظر سیاسی، تکوین دولت پارلمانی صرفاً از جهت روده‌درازی‌ها و ناکارآمدی و فسادش مورد توجه بود. خلاصه این که این احساس جامعه را فراگرفته بود که «اکنون که ما یگانه ارباب جهان هستیم کمتر و کمتر از همیشه بر آن سلطه داریم».

 

ملی‌گرایان و سوسیالیست‌ها می‌خواستند با حرف‌های جسورانه دربارۀ ظرفیت کنش سیاسی برای سامان‌دهی جامعه و تعمیق پیوند‌های اجتماعی بر محدودیت‌های فراگیر لیبرالیسم غلبه کنند. اینجا بود که پارادوکس موجود در بحران ابتدای قرن بیستم پدیدار شد: هر چه مسیر خودآئینی بیشتر طی می‌شد، میل بازگشت به اتحاد مقدس افزایش می‌یافت.

ایدئولوژی‌های ضدلیبرال، بعد از جنگ اول جهانی، به نظام‌های تمامیت‌خواه تغییر شکل دادند -آخرین نفَسِ تلقی دینی از جامعه، آخرین بدیلِ لیبرالیسم. اما پارادوکس کمونیسم شوروی، فاشیسم ایتالیا، و سوسیالیسم ناسیونال [نازیسم]این بود که همۀ آن‌ها می‌خواستند یک مدل اجتماعیِ قدیمی‌تر را با استفاده از منابع همین رژیم‌های دموکراتیک لیبرالی که آن‌ها را خوار می‌شمردند احیا کنند

 

برای مثال، می‌خواستند با دادن قدرت سیاسی به دست افراد کاریزماتیک بر ناکارآمدی نظام پارلمانی غلبه کنند. ولی رژیم‌های تمامیت‌خواه به جای این که ایدۀ پادشاهی مقدس آسمانی را احیا کنند، بر نسخۀ تحریف‌شده‌ای از این اصل دموکراتیک تکیه کردند که قدرت از مردم نشئت می‌گیرد. از نظر گوشه، سرنوشت محتوم تمامیت‌خواهی، که خدا را کنار می‌زد و در عین حال از مضامین محوری دینی بهره می‌برد، این بود که به طرز فجیعی دچار خودویرانگری شود.

اما در مسیر پیروزی لیبرالیسم اتفاقی غیرمنتظره افتاد. ماجرا با آن بحران اقتصادیِ ابتدائاً ساده در ۱۹۷۳ شروع شد. رکود تورمیْ دولت‌های غربی را مجبور کرد از باقیماندۀ اصول جمع‌گرایانه‌ای که دهه‌های متمادی از آن‌ها تبعیت می‌کردند دست بردارند: بودجه‌های دولتی، اشتغال برای همه، و حقوق‌های بالا که سابقاً راه‌حل بودند تبدیل به مسئله شده بودند.

 

در این اثنا، بحران به سطح جهانی رسید و قدرت‌های اقتصادی غیرغربی را نیز در بر گرفت، مانند کشور‌های عضو اوپک و ژاپن: از این جهت این اولین گام جهانی‌شدن بود. کار، که جزء جدایی‌ناپذیر مدل فوردیستیِ غالب در سال‌های پس از جنگ بود، اکنون پرهزینه و نوعی مانع تلقی می‌شد. از این به بعد، دارایی و مصرف باید موتور‌های اصلی رشد اقتصادی می‌شدند.

اما از نظر گوشه این گذار به آنچه بعد‌ها «نولیبرالیسم» نامیده شد تأثیراتی فراتر از اقتصاد داشت. این گذار نشان‌دهندۀ بازپیکربندی تمام مناسبات اجتماعی بود، که شاید با نگاه به سرنوشت فرهنگی کامپیوتر بتوان به بهترین شکل آن را دریافت.

 

در سال‌های پس از جنگ، کامپیوتر‌ها نمود سردی و بی‌روح بودن جهان استانداردشده و تمرکزیافته بودند. گوشه نقل می‌کند که رئیس آی. بی. ام در دهۀ شصت پیش‌بینی کرده بود که در انتهای قرن بیستم تنها پنج یا شش کامپیوتر در کل جهان خواهیم داشت. اما کامپیوتر‌های شخصی، که ترجیحات ما در مقام مصرف‌کننده را در حین بایگانیِ زندگی حرفه‌ای و خصوصی ما ثبت و ضبط می‌کنند، به مظهر نولیبرالیسم تبدیل شده‌اند، شکلی از سرمایه‌داری که وانمود می‌کند فردیت و تفاوت را گرامی می‌دارد.

این دگردیسی اجتماعی پیامد‌های مهمی برای توسعۀ دموکراسی داشت. در حالی که مدل پساجنگ کماکان نقش مهم و معناداری برای دولت قائل بود، نولیبرالیسم وزنه را شدیداً به سمت جامعۀ مدنی جابجا کرد و توازن دقیق موجود بین حقوق فردی، سیاست، و جهت‌گیری تاریخی را که معرف رژیم ترکیبیِ مدرن بود بر هم زد. به برکت مقررات‌زدایی، خصوصی‌سازی، تجارت آزاد، و جهانی‌شدن، اقتصاد به‌منزلۀ نیروی پویای جامعه جلودار همه چیز شد. به تدریج دولت همچون عتیقه‌ای به‌جامانده از اعصار کهن کنار گذاشته شد.

 

وقتی سنت و تمایلات انقلابی هر دو گرفتار کسوف شدند، دیگر هیچ هدف تاریخی مشخصی نبود که جامعۀ بازارمحور ما را حرکت دهد، مگر وسواسِ نوآوری. «پیش به جلو رفتن» صرفاً تعبیر دیگری از «بی‌آینده بودن» شد.

از نظر گوشه، پارادوکس اینجاست که بنیان‌گذاران نولیبرالیسم خود هم ارادۀ سیاسی داشتند و هم درک تاریخی، در حالی که جامعۀ نولیبرال معاصر به شدت با کمبود آن مواجه است. هم تاچر و هم ریگان حمایت سیاسی قابل توجهی برای دستورکار‌های خود جلب کردند، در عین حال که مدعی بودند با سنت‌های ملی فراموش‌شده نیز پیوندی دوباره برقرار کرده‌اند. گوشه دربارۀ این دو نفر می‌نویسد «سیاست را فراخوانده بودند تا در خدمت نفی خودش باشد»: دولت را لازم داشتند تا بنا به آن گفتۀ معروف ریگان این واقعیت را حل و فصل کنند که «مشکل خود دولت است».

شایان ذکر است که در بحث گوشه ایالات متحده نقش جالب توجهی دارد. او نه تنها این نکتۀ تقریباً غیرقابل مناقشه را مطرح می‌کند که ایالات متحده موطن نولیبرالیسم است؛ بلکه می‌گوید ریگان هم درست می‌گفت که برنامه‌اش عمیقاً در تاریخ آمریکا ریشه دارد. با این که گوشه در جا‌های دیگر دقت فراوانی از خود به نمایش می‌گذارد، در این موضوع مثل یک توکویلیِ شلخته است: آمریکایی‌ها، که بار گذشتۀ فئودالی روی دوششان نبود، و گوشه اغلب آن‌ها را با عنوان «قوم برگزیده» توصیف می‌کند، نخست با آسودگی به سمت دموکراسی لیبرال رفتند و بعد هم به سوی نولیبرالیسم (انگار که روزولت فقط یک میل زودگذر بوده باشد). فرانسویِ کنجکاو ما دربارۀ ویژگی منحصربه‌فرد آمریکا یعنی نقش نژاد در تاریخ آمریکا تقریباً ساکت است، خطایی که حتی در چارچوب خود او نیز تعجب‌برانگیز است.

 

کار گوشه همواره این است که نشان دهد چطور جستجو و تعقیب خودآئینی با وابستگی دائمی به سلسله‌مراتبِ به اصطلاح مقدس متوقف می‌شود. چه مسئله‌ای در تاریخ آمریکا بیشتر از نژاد این سازوکار را نشان می‌دهد؟

این فقط یکی از افتادگی‌های عجیبِ این اثر تقریباً ۲۰۰۰ صفحه‌ای است. اگر بخواهیم بدیهی‌ترین ایراد این اثر را ذکر کنیم، باید بگوییم که خیلی بی‌پرده اروپامحور است. فصلی که در جلد دوم به امپریالیسم اختصاص یافته پیروزی اروپا بر بخش بزرگی از آفریقا و آسیا در قرن نوزدهم را بازپیکربندی تلقی دینی از اتحاد امپراتوریایی می‌داند. در جلد چهارم، گوشه اروپامحوری خود را مضاعف می‌کند و می‌گوید جهانی‌شدن در واقع به اوج رسیدن پروژۀ بومیِ اروپا برای «کنارزدن دین» است.

با این که شلیک‌های ایذایی به نقاط ضعف یک کتاب خیلی وسوسه‌کننده است، ولی یادمان نرود که به هر حال پروژۀ گوشه بسیار موفق بوده است. حرف او بسیار مهم است، حتی اگر بگوییم بیش از حد بر آن تأکید کرده، این که خودآئینی به ما امکان می‌دهد دربارۀ تاریخ مدرن به درک عمیقی دست پیدا کنیم -این که بین رها کردن اختیار انسان، از یک سو، و محدودکردنِ حیات انسان با ملزم کردن او به تبعیت از قدرتی متعالی، از سوی دیگر، یک جور مسابقۀ طناب‌کشی است که امروز نیز در جریان است.

مطابق نظر گوشه، تدابیر جدید نولیبرالی توضیح می‌دهد که چرا حیات سیاسی در دهه‌های هشتاد و نود میلادی در اروپا و آمریکای شمالی به طرز غریبی پوچ و تهی بوده است. «دموکراسی» دیگر فقط بر افراد و حقوق آن‌ها دلالت داشت. مفاهیمی مثل «خیر عمومی»، «شهروندی»، و «تاریخ مشترک» -گاهی از سمت راست‌ها و گاهی از سمت چپ‌ها- به دیدۀ تردید و همچون نقضِ غیرقابل قبولِ آزادیِ فردی نگریسته می‌شد.

 

تعقیب خودآئینی فردی به مثابۀ واپسین توجیه برای زندگی انسان و حیات اجتماعی توضیح می‌دهد که چرا این همه بی‌علاقگی به سیاست و کاهش مشارکت در تاریخ ملی پدید آمده است.

مشکل بزرگ ما این است که باید در جامعه‌ای زندگی کنیم که برای مسئله‌ای طراحی شده که آن را فراموش کرده‌ایم. دولت دموکراتیک زمانی با کلیسا بر سر جهت‌گیری بنیادین زندگی انسان می‌جنگید. حالا دموکراسی پیروز شده است، دست‌کم در اکثر نقاط جهان. اما سیاست به امری بی‌اهمیت تبدیل شده و جدیت اخلاقی خود را نسبت به زمانی که دین هنوز تهدیدی قابل اعتنا به حساب می‌آمد از دست داده است.

 

از این رو ما در جهانی متشکل از نیرو‌های اقتصادی و منافع فردی زندگی می‌کنیم که ظهور دموکراسی آن را ممکن ساخته، ولی در حال حاضر دموکراسی در مقابل این جهان متأسفانه هیچ توانی ندارد.

چالش‌های جاری دموکراسی، مانند بحران لیبرالیسم در ابتدای قرن بیستم، موجب شده تلاش‌هایی برای غلبه بر این حس خلع ید شدن صورت بگیرد، آن هم از طریق رهبرانی که با تجسم بخشیدن به ارادۀ عمومی نویدبخش فروکشیدن نخبگان فاسد و بی‌روح شده‌اند. شعار‌هایی مثل «عظمت آمریکا را بازگردانیم» را می‌توان نشانگانی از پوچی پنهان در جامعۀ نولیبرال دانست. اما پارادوکس ماجرا -اکثر نکات کلیدی گوشه پارادوکس هستند- اینجاست که به رغم این اشتیاق ملموس به داشتن عاملیت سیاسی بیشتر، بسیاری از پوپولیست‌ها کماکان عاشق و دلباختۀ تلقی محدود اقتصادی از فردگرایی هستند که معرف جامعۀ نولیبرالی است.

 

ترامپ در پاسخ به این اعتراض که چرا گری کوهن، میلیاردر شرکت گلدمن ساکس، را مشاور ارشد اقتصادی خودش کرده – «چرا یک آدم ثروتمند را مسئول اقتصاد کردی؟» – گفته ما به «ذهن‌های تاجرمسلک بزرگ و درخشان» احتیاج داریم «تا دنیا نتواند سر ما کلاه بگذارد». حتی پوپولیستی که کل سیاستش مبتنی بر این باور ناپخته است که ملتی کنترل خود بر سرنوشتش را از دست داده تنها می‌تواند برای درمان این پریشانی یکی از نشانگان اصلی خود بیماری را سر کار بیاورد.

وقتی نولیبرالیسم کار دموکراسی را تمام کند، هر یک از سه مؤلفۀ تاریخی دموکراسی -خودآئینی فردی، دولت-ملت، و تاریخ- طرحی برای بازگشت دوبارۀ غول مرده ارائه خواهند کرد. بعد از انتخابات ۲۰۱۶، بعضی از چپ‌ها گفتند لیبرالیسم باید دوباره به یک برنامۀ سیاسی رعدآسا تبدیل شود و بتواند ملت را حول یک بینش جمعی به دگردیسی اجتماعی بسیج کند.

 

مارک لیلا در این زمینه سیاست هویت را نقد کرده بود که منجر به نوعی فردگرایی فلسفی شده که به طرز نگران‌کننده‌ای ریگانی است و علاوه بر این موجب شده هر نوع برداشتی از خیر عمومی به چیزی دست‌نیافتنی تبدیل شود. دیگران معتقدند مسئلۀ محوری جامعه آمریکا این است که نتوانسته حقوق پایۀ شهروندان را تضمین کند، مشخصاً به این دلیل که این حقوق ممکن است هدف عوام‌فریبی قرار بگیرند.

 

به همین دلیل تانهیسی کوتس گفته که نقد سیاست هویت (به‌ویژه وقتی نتیجه‌اش دعوت به غلبۀ دوبارۀ طبقۀ کارگر سفیدپوست است) در واقع نوعی «قبیله‌گرایی سفیدها» است که قادر به تشخیص «تعصب عمیق» حاکم بر جامعۀ آمریکا نیست.

 

آنچه گوشه به این بحث اضافه می‌کند این است که این شکاف بین دو تلقی از دموکراسی -و افق‌های زمانی آن‌ها- دقیقاً چالش اتحاد دوبارۀ عناصر مختلف سازندۀ دموکراسی تحت نولیبرالیسم است.

در نهایت، اثر گوشه، به نظر من، دو درس مهم برای ما دارد -که هر دو بر خلاف روح زمانۀ ماست. نخست، وقتی دموکراسی را به بهترین شکل می‌فهمیم -و حیاتی‌ترین تکانه‌هایش را درک می‌کنیم- که آن را به مثابۀ نوعی کشمکش بفهمیم، به مثابۀ فرآیند طولانی چندصدساله‌ای که طی آن انسان‌ها قدرتی را که زمانی به خدایان واگذار کرده بودند پس گرفته‌اند.

 

تراژدی نولیبرالیسم این است که همۀ ما را آمریکایی کرده است؛ به همان معنای واقعاً پروبلماتیکی که گوشه از مردم آمریکا در ذهن دارد، یعنی مردمی که بدون درد زایمان دموکراسی در میان آن‌ها زاده شد، بدون هیچ جنگ منظمی با گذشتۀ فئودالی یا سلسله‌مراتبی. دوم، دموکراسی سخت است.

 

نه به معنای متعارف کلمه که می‌گوید شهروندی مستلزم تعهد و تلاش است. دموکراسی دشوار است، چون لازمه‌اش این است که ما دگرآئینی را کنار بگذاریم، همان چیزی که آدمی برای حل بسیاری از مشکلاتش اغلب بدان رجوع می‌کند، از جمله مشکلاتی که از خود دموکراسی برمی‌خیزد. آیا حاضریم همچون موجوداتی خودآئین زندگی کنیم در عین علم به مخاطراتی که دارد؟ گوشه به ما یاد می‌دهد که‌ای بسا سرنوشت دموکراسی به همین وابسته باشد.

اطلاعات کتاب‌شناختی:

Gauchet, Marcel. L’Avènement de la démocratie (The Advent of Democracy Series) I–IV, Gallimard, ۲۰۰۷–۲۰۱۷

 

منبع: ترجمان

مترجم: محمد باسط

پی‌نوشت‌ها:
• این مطلب را مایکل سی. برنت نوشته است و در شمارۀ زمستان مجلۀ دیسنت با عنوان «Age of Emancipation» منتشر و سپس در وب‌سایت این مجله نیز بارگزاری شده است. وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۸ خرداد ۱۳۹۷ آن را با عنوان «مارسل گوشه، تاریخ‌نویسِ عصر رهایی» و ترجمۀ محمدابراهیم باسط منتشر کرده است.

•• مایکل سی. برنت (Michael C. Behrent) در دانشگاه ایالتی آپالاچین مدرس تاریخ است. حوزۀ علایق او شامل تاریخ فکری اروپا و فرانسۀ معاصر می‌شود.
[۱]La révolution moderne
[۲]La crise du libéralisme
[۳]À. l’épreuve des totalitarismes
[۴]Le nouveau monde
[۵]Le Débat
[۶]The Disenchantment of the World